قوله :
نى « 1 » ، دو باشد تا تويى صورتپرست * [ پيش او يك گشت كز صورت برست ]
لفظ نى در اين بيت ، انكار غلط گفتم است كه در بيت بالا واقع شده ؛ يعنى غلط نگفتهام « 2 » .
قوله :
اطلب المعنى من الفرقان كل * « لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ » « 3 »
اشارت است به آيهء :
« لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ . »
« 4 » و در لفظ اطلب المعنى ، اشارت به آن است كه ، عدم فرق در معنى است و بينندگان اختلاف صور و اشباح ، از يگانگى ارواح خبر ندارند .
قوله :
در معانى قسمت و اعداد نيست * در معانى تجزيهء « 5 » افراد نيست
يعنى ، مراتب ادب بىشمار است ؛ اما اصل عدد جز يك نباشد . همچنين حجاب و مظاهر اسماء بسيار ، اما در وحدانيت شك نباشد .
قوله :
او نمايد هم به دلها خويش را * او بدوزد خرقهء درويش را
در مصرع اول ) اشارت است كه نور وحدت به چشم سرّ توان ديد . و دل پارهپارهء درويش را به خرقهء درويش تشبيه كردهاند و تابش نور ذات را بر ساحت دل به دوختن خرقه . عزيز ديگر هم دل را خرقه گفته و خوب گفته :
صد پارهء دل ز دوست داريم * ما خرقه درون پوست داريم
قوله :
چون به صورت آمد آن نور سره * شد عدد چون سايههاى كنگره
يعنى ، تشخّصات و تعيّنات اعتباريه ، منشأ كثرت و مخالفت است . چون اعتبارات تشخّص و تعيّن مرتفع گردد ، مانند كنگرههايى كه بر منجنيق منهدم شود ، پرتو آفتاب كه
هامش
( 1 ) در نسخهء ق : نه .
( 2 ) مقصود شارح اين بيت است :نه غلط گفتم كه نايب با منوب / * گر دو پندارى قبيح آيد نه خوب( 3 ) اين بيت در نسخهء ق يافته نشد ، نك : از دريا به دريا ؛ ذيل اطلب المعنى .
( 4 ) البقرة ( 2 ) آيهء 285 : « ميان هيچيك از پيامبرانش فرقى نمىنهيم . »
( 5 ) در نسخهء ق : + و .