سراج حفظ شود و تحت الشّعاع متن مصحّح مثنوى و ضبط نصّ آن قرار نگيرد .
متأسّفانه گاه ديده مىشود كه اين اصل مسلّم متن شناختى ناديده گرفته مىشود و اصالت يك نص بخاطر نصّ ديگرى كه مأخذ آن بوده و اينك در دست پژوهنده قرار دارد ، مخدوش مىگردد .
پس ما ، تا توانستهايم ، به مستقيمترين وسيلهء دستيابى به متن فراهم آوردهء فيض ، يعنى دستنوشت كتابخانهء مجلس ، وفادار بودهايم .
در دستنوشت سراج به كلماتى ادغام شده باز مىخوريم كه خواندن آنها به ريخت ادغامشدهشان ، مايهء شوريدگى عروضى مىشود . نمونه را : « پستر گردد يقين اى هوشمند ! » ، بجاى « پستتر . . . » ؛ نمونهء ديگر : « سختر شد بند من از پند تو » ، بجاى « سختتر . . . » ؛ نمونهء ديگر : « دام خود را سختر يابند و بس » ، بجاى « . . . سختتر . . . » .
اين ادغامها را - كه ظاهرا بيشتر جنبهء رسم الخطّى دارند - ، به صورت اصيل و صحيح - كه قاعدتا منظور و مختار فيض ( ره ) نيز بوده است - گردانيديم .
پارهاى ضبطها را نيز كه آلوده به مسامحات املائى بودند يا تنها از حيث شناخت رسم الخطّ قدما مفيد مىنمودند ، به املاى امروزينه درآورديم :
گذارد وام خويش ( ) گزارد وام خويش شكرخوائيم ( ) شكرخائيم خورسندى ( ) خرسندى وييى ( ) ويى خوردهدان ( ) خردهدان بيرون تافت است ( ) بيرون تافتهست پزيرد ( ) پذيرد تذوير ( ) تزوير پرى خانى ( ) پرىخوانى برخواستن ( ) برخاستن
سراج السالكين منتخب مثنوى معنوى ( فارسى ) — صفحة 97
مساهمون: جويا جهانبخش
ص٩٧