تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
مولوى بادهء عاشق را خون دل مىداند كه هيچ هدفى جز رسيدن به منزل ندارد . منزل عاشق را جايى مىداند كه معشوق را در آن مىتوان ديد اما راه رسيدن به اين منزل را بس طولانى و خطرناك مىبيند و در اين راه عقل را راهنماى خوبى براى رسيدن به اين منزل نمىداند و معتقد است هاديان و راهنمايان را كور مىكند و كاروان را به گمراهى مىكشاند و آنها را هلاك مىسازد .
اين سخن آبى است از درياى بىپايان عشق * تا جهان را آب بخشد جسمها را جان كند « 1 »
بنابراين با نظر روش فكرى مولوى كه با يك هيجان فوق‌العادهء روانى درآميخته ، و به طور كلى با نظر به تنوع ابعاد و گسترش استعدادهاى روانى يك مغز رشديافته ، انتظار يك مكتب سيستماتيك فلسفى و جهان‌بينى كلى و همچنين يك نگرش علمى معمولى كاملا بىمورد و بيهوده است . كسانى كه مىخواهند اين كوه آتش‌فشان معرفت را در قالبهاى معمولى فلسفى و علمى مانند مشائى و اشراقى و ايدآليسم و رئاليسم معمولى بگنجانند ، يا از وضع روانى و مغزى مولوى اطلاع كافى ندارند و يا قالب‌گيرى ، به ذهنشان خطور نمىكند . « 2 » بر اين اساس با نظر به مجموع تحريكاتى كه مولوى دربارهء جهان‌بينى از هر دو راه علمى و شهودى ( به‌وسيلهء عوامل فهم برين ) مىنمايد ، به خوبى ثابت مىشود كه وى گسترش دامنه علوم تحققى و متدهاى گوناگون وصول به جهان عينى را يك ضرورت حياتى مىداند ، بدون اينكه انسان و فعاليتهاى همهء ابعاد و استعدادهاى درك او را در شناخت جهان عينى مختصر نمايد . به همين دليل مولوى با شدت هرچه بسيار تقيد و پايبندى به اصول پيش‌ساخته را مىكوبد و به اندازه‌اى لزوم جوشش نوگرايى در معرفت را گوشزد مىكند كه به‌طور اطمينان مىتوان گفت : وى در اين حالت ، عصيانگرى به اصول پيش‌ساخته ، بىنظير است . مولوى در موارد فراوان از مثنوى و ديوان شمس ، تقليد و قرار گرفتن در جاذبهء عمومى جمودآور شخصيتها را طرد مىكند . « 3 »
هامش
( 1 ) . ديوان شمس تبريزى . ( 2 ) . جعفرى ، محمد تقى ، مولوى و جهان‌بينىها در مكتبهاى شرق و غرب ، ص 22 . ( 3 ) . همان ، ص 35 .
عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 31 | الفيض الكاشاني / مهدى انصارى