چشم نرگس به چمن محو نگاهت مانده * قد شمشادقدان آيت بالائى تست
شد روان از لب جو آب از آن روى كه شد * به سراپاى زبان قابل رعنائى تست
آسمان قطرهاى از بحر شگفت كرمت * مهر و مه پرتو خورشيد هويدائى تست
« از بيابان عدم آمده تا ملك وجود » * دو جهان از پى هم شاهد يكتائى تست
شمع عرفان كه حيات ابد از پرتو اوست * روشن از روغن مغز سر شيدائى تست
لگن شمع جهانتاب معارف به مثل * سر آن سوخته مغزيست كه سودائى تست
سزدم فخر به كيخسرو ازآنرو كه مرا * شرف بندگى از دولت آقائى تست
چيست همت كه دم از وصف جمال تو زند * گرنه در آينهاش صورت زيبائى تست
شاه فضل اللّه داراى دو فرزند دانشمند بنام ملا عبد الحى و ملا عبد القيوم بوده كه مرقد هر دو تن در جوار مرقد والدشان شاه فضل اللّه در محله علياى قمصر ديده مىشود با عبارات ذيل :
« اتفق وفات الصالح المرحوم المغفور مولانا عبد القيوم بن شاه فضل اللّه فى شهر جمادى الاولى سنته اثنين و اربعين و مائة و الف 1142 ه . ق . و بر سنگ مزار عبد الحى :
« اتفق وفات المولى العالم الصالح المحتاج الى رحمة اللّه عبد الحى بن شاه فضل اللّه فى سنة عشرين و مائة و الف من الهجرة النبويّة 1120 ه . ق .
ظاهر عبارات نشان مىدهد كه مولانا عبد الحى عالم بوده است .
ملا علامى بن محمد شريف
ملا علّامى بنا به نوشته فرزندش ملا عبد الواسع وى در شيراز مدرس بوده و از علوم معقول و منقول بهرهء كافى داشته است زيرا سهميه مقررهاى از طرف پادشاه صفوى