تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
تا تو با غيرى و با خود نيستى ذاكر نه‌اى * از دعا و ذكر اگر هر لحظه طومار آورى
قلب روح ار قابل اكسير عشق حق شود * از حرف گوهر ستاند وز هلاهل شكّرى
غزلى از معين الدين احمد فرزند دانشمند فيض از مجموعهء مورخ 1093
نور تجلّى مىرسد اى طور دل صد پاره شو * اى مرغ جان بشكن قفس زين خاكدان آواره شو
بنهاد استاد ازل بنياد اين قصر ترا * بگذر ز نقش آب و گل حيران آن گل كاره شو
اين هفت كوكب از فلك بر آب و گل تابد ولى * تو نور جان و دل طلب بالاى هفت استاره شو
خواهى خمارت كم شود ساقى طلب ، نه جام مى * در هم شكن خمّ و سبو اندر پى خمّاره شو
در كوى بدنامى مرا پيوند شد با دلبرى * اين خرقهء سالوس من گو صد هزاران پاره شو
تا چند در مهد زمين چون كودكان باشى معين « 1 » * برچين بساط ماء و طين وارسته از گهواره شو

( تاليفات علم الهدى )

1 - كتاب شرح بر مفاتيح الشرائع فيض كه نسخه اصل آن در كتابخانه مدرسه سپه‌سالار موجود است . 2 - حاشيه بر مفاتيح الشرائع بنام مفتاح المفاتيح به نقل الذريعة نسخه آن در كتابخانه سپه‌سالار .
هامش
( 1 ) - تخلّص شاعر در غزل اوّل روح و در دوّم معين چون نام وى معين الدين احمد بوده .