قطعهاى در رثاء استاد چنين گواه است :
باز در دوران چرا اين ماجراست * ماجرائى اين چنين بر ما ، چراست
عقل با ما گو شريك نوحه شو * كاين عزاى پير ما استاد ماست
درسگاه بىمدرس ، علم و فضل * دين و دانش خانهاى بىكدخداست
درسگاه نفس بىاو بىرواج * خانقاه عقل ازو رونقفزاست
حلقهء درس پريشان جمع اوست * حلقهء زلفى كه دام صد بلاست
روز رفت و منتظر اصحاب درس * تا مدرس را چه افتاد و چه خاست
او سال مرگ استاد ضياء الدين محمد را در جملهء « بىرواجىهاى درس و بحث » كه برابر سال 1019 ه . ق . مىباشد يافته است توضيحا بايد يادآور شوم كه ظاهرا اين ضياء الدين محمد كه مشهور بضياء العرفا بوده و به سال 1019 بدرود زندگانى گفته والد نور الدين محمد دائى فيض بوده و آن ضياء الدين محمد دوّم است كه فيض بر جنازهء او نماز گزارد كه فرزند نور الدين محمد استاد فيض بوده .
فيض پس از تكميل علوم دينى و كلام در محضر اساتيد كاشان كه بيشتر علماء خاندان خود بودهاند باتفاق برادران خود مولى عبد الغفور « 1 » كه دو سال از وى بزرگتر بود
هامش
سادات كاشان بودهاند . شرح كامل آنان در خلاصة الاشعار تقى الدين محمد كاشى آمده و محتشم كاشانى تاريخ وفات فصيح الدين را طى قطعهاى كه با اين مطلع است :زبدة الاخوان فصيح خوشكلام * صاحب نظم و مقلات فصيحو در بيت آخر چنين گفته :كرد بر مدت فزودن يك سال و گفت * « حيف و صد حيف از كمالات فصيح »983 ه . ق .
( 1 ) - در كتابخانه اين بنده نسخهاى از كنز العرفان فاضل مقداد موجود است كه تمامى آن از آغاز تا انتها بقلم آن بزرگوار پر از حواشى و شروح است كه يادگار ايام تحصيلى اوست و در عين حال نشان مىدهد كه لااقل از سى مأخذ ديگر از كتب تفسير و حديث استفاده كرده و تبحّر او را در فقه و حديث و تفسير