بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
الحمد للّه ربّ العالمين حمدا ينبغى لعظمته و عزّ جلاله و الصلاة على رحمته العامة محمد صلاة « 1 » تكون اداء لعظيم حقّه و شكرا لجزيل نواله و على آله المخصوصين بمكاشفة اسرار كماله و صحبه الفائزين بمطالعة انوار جماله .
بعد از تمهيد اساس شكر و سپاس بىقياس ، چنين گويد سالك باديهء هوسفرسايى ، و پيمانهكش بادهء بادپيمايى « 2 » ، تاجر مايهء خسران ، خريدار كالاى پژمان ، بىهنر پرعيب ، پا در دامان سر در جيب ، رهين وام كردار « 3 » ، گرفتار دامگفتار ، محمد بن محمود ، الملقب بدهدار - عفى اللّه تعالى عنهما - كه چون به وساطت خامى خامه ، گاهى عدول محكمهء نامه بر امتياز اين نااهل از اكثر اهل اسواق و عامه ، شهادتى مىدادند و خال قال بر جمال شاهد آمال اين محروم بزم حال مىنهادند ، خواست « 4 » كه چراغ سها در محفل آفتاب برافروزد و جامهء نسبتى بر قامت عدم استقامتش دوزد ، و از خزفريزهاى كه از ساحل درياى فيض اهل فضل و دانش فراهم آورده ، چندى به رسم مقلدان قلادهء گردن استعدادش كرده ، خود را در معرض قبول خاطرها درآورد ، دو سه حرفى از كلام كبار به منصهء استحضار « 5 » ظاهر
هامش
( 1 ) . مج : صلاة اللّه تكون .
( 2 ) . اساس : بادپيمائى .
( 3 ) . اساس : وام كردار .
( 4 ) . مج : خواست كه دو سه حرفى از كلام .
( 5 ) . مج : به منصه اظهار آورد .