تعليقات حرف ظا
( [ 1 ] ) . قسمتى از آيهء 198 سورهء اعراف كه كامل آن چنين مىباشد :
" وَ إِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدى لا يَسْمَعُوا وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ " ؛
و اگر آنها را به [ راه ] هدايت فراخوانيد ، نمىشنوند ، و آنها را مىبينى كه به سوى تو مىنگرند درحالىكه نمىبينند .
( [ 2 ] ) . قرار دادن شىء در غير محلّ آن ( جرجانى ، تعريفات ، ص 107 ) .
بيدادى نفوس را گويند به ارتكاب معاصى ( پوشنجى ، قواعد العرفاء و آداب الشعراء ، ص 137 ) .
ظلم " وضع الشىء فى غير موضعه " و تصرّف غير استحقاق است . علامت اتّصاف به صفت عدالت آن است كه هرچه از او واقع شود ، آنچنان باشد كه بايد و ظلم بر خلاف آن است ؛ يعنى هرچه از ظالم واقع شود ، البته نه آنچنان باشد كه بايد . حكما عدالت را به دستور باقى اصول اخلاقى كه حكمت و عفّت و شجاعت است ، طرفين افراط و تفريط اعتبار نمودهاند و طرف افراط را ظلم و تفريط را انظلام مىخوانند . ظلم ، تحصيل اسباب معاش است از وجوه ذميمه از غصب و نهب و گرفتن به غير استحقاق ( لاهيجى ، شرح گلشن راز ، صص 376 ، 397 ، 398 ) .
نزد عارفان ظلم در حدّ كفر است ، زيرا موجب ستر عبد از حق است ( بخارى ، شرح تعرّف ، ج 1 ، ص 232 ؛ خواجه نصير الدين طوسى ، اخلاق ناصرى ، ص 84 ) .
نهاد بد نپسندد خداى نيكوكار * امير خفته و مردم ز ظلم او بيدار
( سعدى )