شعر عربى
قيل لى قل لعلىّ مدحا * مدحه يخمد نارا موقده
قلت الا أقدر فى مدح آمره * النبىّ المصطفى قال لنا
ليلة المعراج لمّا صعده * وضع اللّه بكفّى يده
فأحسّ القلب . . . . . . . * و علىّ واضع اقدامه
فى محلّ وضع اللّه يده
ترجمه و توضيح مصحح توضيح :
براى سهولت مطالعهء خوانندگان ، اشعار فوق اعرابگذارى و ترجمه شد . قرائت دو كلمه از شعر در مصرع دوم بيت سوم مبهم بود كه با نقطهچين مشخص شده است ، اما از نظر ظاهر و شباهت ، عجالتا و با مشورت استاد آذرنوش ، به " انّه يره " قرائت و ترجمه شد .
ترجمه :
به من گفتند كه على را مدح كن . مدح او اين است : او نار موقده را خاموش مىكند .
گفتم من نمىتوانم مدح مردى را كنم كه پيامبر برگزيده به ما گفت : " شب معراج وقتى كه به آسمان رفتم ، خداوند دست او [ على ] را در دست من گذاشت و قلب احساس كرد [ كه او را مىبيند ] . على گامهاى خود را در جايى كه خدا دستش را گذاشته بود ، گذاشته است . "