اينست كه چون « 1 » صوت رعد از ابر برمىآيد پس گوئيا مىفرمايد : كه من از مرتبهء عماء كه مقام حقيقت من است در حروب به صورت صوت تجلّى مىكنم نه از مرتبه شخص على بن ابى طالب عليه السّلام ، و اين كلام خبر است از تساوى جميع مراتب و مقامات نزد آن حضرت ( عليه السّلام ) ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا اوّل « 2 » ما خلق اللّه حجّة و كتب على حواشيه لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله علىّ ولىّ اللّه و وصيّه عليه السّلام .
مىفرمايد كه : من اوّل آن حقايقم كه خلق كرده خداى تعالى و معيّن نموده حجّت او را بر حقايق مطلقه ، و بيان كلام آنست كه هرچه ممكن است البته آن را جهت « 3 » أخذ و فراگرفتن فيض وجود و هر فيض كه باشد از حق - سبحانه و تعالى - است و جهت قبول آن فيض نيز هست و آن جهت اخذ فيض را ولايت نام است و حقيقت ولايت مطلقه حقيقت على بن ابى طالب عليه السّلام است پس به جهت اندراج تمام جهات ولايت « 4 » مخلوقات كه رقايق ولايت مطلقهاند در ولايت مطلقه بر جميع مخلوقات حجّتى « 5 » ثابت است ، از حقيقت علىّ بن ابى طالب عليه السّلام ، و از اين معنى اكابر عرفا و محقّقين آن حضرت را امام العالم و سرّ الانبياء و امام الكلّ مىگويند ، چه جهت اخذ فيض وجود ، در ممكن مقدّم است بر وجود ممكن ، پس در جميع مطالب و مدّعيات و هر خواهشى « 6 » كه از حق - سبحانه و تعالى - افراد موجودات را هست در آن خواهش رقيقهء آن ذريعه از حقيقت علىّ بن ابى طالب عليه السّلام در كار است و اين حجّتى است قاطعه و برهانى است ساطع .
هامش
( 1 ) - ر ض : « چون » را ندارد .
( 2 ) - د : انا ما خلق .
( 3 ) - د : البته آن فراگرفتن جهت اخذ و فراگرفتن فيض .
( 4 ) - د : ولايات .
( 5 ) - د : حجّت .
( 6 ) - د : « و هر » را ندارد .