و قال عليه السّلام :
انا الصّيحة بالحقّ يوم الخروج الّذى لا يكتم عنه « 1 » خلق السّماوات و الأرض .
مىفرمايد عليه السّلام كه : بنا بر مفاد حديث « اوّل خلق اللّه نورى و انا و علىّ من نور واحد » منم آن صيحهء فيضان نفس الرحمن كه به موجب كريمه :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
« 2 » بحقّ و عدل و قسط و مساوات ماهيّات ممكنه را چون اموات يوم الخروج عن القبور كه هيچ ذرّهاى از خلق سماوات و ارض از آن يوم الخروج پنهان نمىماند از گورستان عدم به طفيل من برانگيخته ، به محشر وجود عالم درآورده به عدالتى كه هيچ فرد از خلق آسمان علم و زمين اراده از روز خروج آن اموات ماهيّات از قبور عدم نهان نمانده همه را در مرتبه خود از نشئات جمال و جلال به ظهور و بطون به جزاى استعداد ذاتى خود رسانيده ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا صوت على بن ابى طالب ( عليه السّلام ) فى الحروب « 3 » كاصوات الرّعد .
در بيان حقيقت مطلقه خود و ظهور آن در مظاهر و نزول آن در مراتب مىفرمايد عليه السّلام كه : من آن حقيقت « 4 » مطلقهام همچنانكه « 5 » [ در مظاهر جوهرى بذات مشخّصه ، على بن ابى طالبم و در او ظاهرم همچنانكه ] در مظاهر عرضى به صورت صوت على بن ابى طالب ظهور دارم در جنگها كه موقع ظهور آنست نه ظهورى خفى بلكه ظهورى چون آوازهاى رعد و در اين تشبيه اشارهايست « 6 » لطيف و آن
هامش
( 1 ) - ر ض : « عنه » را ندارد .
( 2 ) - طه / 5 .
( 3 ) - د : فى الحرب .
( 4 ) - كه من حقيقتام همچنانكه .
( 5 ) - ر ض عبارت داخل [ ] را ندارد .
( 6 ) - د : در اين تشبيه است اشارت .