مبدأ تعيّنات علمى حقيقت من « 1 » است امر به إقبال و إدبار باشد و او در امتثال در هر دو طرف مسارعت نموده صفراء صحيفه امتثالش چنين ثابت آمد كه هؤلاء للنار و لا ابالى « 2 » به تأويل اينكه متعيّنان به صورت إدبار عقل از براى نارند پس بنابراين قسيم و برپادارنده جنّت و نار منم كه تعيين اين دو صفت از عقل من تحقّق اين دو مقام در وجود شده و از اين روى قسيم الجنّة و النّار نيز منم ، هركه به محبّت روى به من آورد او را قسيم جنّت شمرند و هركه بوجهى روى از محبّت من بگرداند او را قسيم نار دارند ، و اللّه اعلم .
و قال عليه السّلام :
انا ترجمان وحى اللّه ، انا معصوم من « 3 » عند اللّه .
مىفرمايد : هركجا وحى الهى صورت تحقّق دارد ترجمان آن وحى و مبيّن مراد اللّه از آن وحى منم ، زيرا كه انبياء - صلوات اللّه عليهم اجمعين - بقوّت باطن كه جهت ولايت ايشان است اخذ فيض و وحى مىنمايند و ادراك مراد اللّه بقوّت ولايت مىكنند و حقيقت مطلقه ولايت منم و از اين جهت من به سرّ انبياء مخاطبم كه به خصوصيّت هر نبىّ حقيقت من متعيّن شده سرّ آن نبى را حامل بودم كه ولايت اوست و نيز وحى الهى را خواه بكتب الهى باشد و خواه بصحف و خواه بملك و خواه به الهام و سروش هاتف و خواه به منام بيانكننده مراد اللّه از جمله و متعيّن حدود احكام آن و عالم به جميع وجوه آن منم كه وارث حقيقى علوم انبياءام و نيز جميع كتب و صحف وجوه نبوّت انبياء در قران و نبوّت محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله مندرج است لهذا قرآن نام دارد و من « 4 » اعلم به جميع وجوه ظاهر و باطن و حدّ و مطلع آنم و حاوى اسرار نبوّتم و نيز وجود « 5 » مشخص من اهل
هامش
( 1 ) - د : علمى است آن حقيقت من است .
( 2 ) - ر ض : لاابالى و متعيّنان .
( 3 ) - ر ض : « من » را ندارد .
( 4 ) - ر ض : « به جميع » را فاقد است .
( 5 ) - د : و نيز شخص منم اهل يقين .