بيان يكسان شدن خلايق بعد از موت و خوار گشتن انسان بعد از فوت 412
تنبيه بر فناى عالم و زوال بنىآدم 413
اظهار انديشهء مرگ كردن و لوازم حيات ترك كردن 414
تمنّى معاودت شباب سعادت قباب 415
تعيير جمعى كه آرزوى مرگ آن حضرت داشتهاند و هستى موهوم خود را ابدى پنداشتهاند 415
بيان احاطهء مرگ اندوهاساس به هر كه ولادت يافت از افراد ناس 416
مرثيهء پدر موافقت شعار و مذمّت قريش مخالفت دثار 417
مرثيّهء سيّدهء فخمى ، شريفهء عظمى فاطمهء زهرا در وقت حمّى 421
خطاب به فاطمه براى اطعام اسيرى غم فرسوده كه يكى از اسباب نزول هل أتى بوده 422
پاسخ دادن فاطمه مرتضى را ، عليهما السّلام ، و مدح او بانعام و اكرام 424
ارتجاز مبنى بر صبر و سكينه در وقت بناى مسجد مدينه 425
عرض ايمان و اسلام بر حضرت سيّد انام ، عليه الصّلاة و السّلام 426
رجز كه بعد از قتل نذير بن طلحه در احد گفته و گوهر مقصود بالماس فصاحت سفته 427
منع شماتت هند ، زن ابى سفيان ، در قتل حمزه و شهداى احد ، عليهم الرّضوان 427
حكايت حوادث كه در غزاى احد رو نموده و ابواب عبرت بر روى اهل خبرت گشوده 433
تمهيد معذرت در قتل خويشان و تشييد مصلحت در زجر ايشان 440
حكايت شكست يافتن قريش در غزاى خندق و مغلوب شدن باطل و غالب گشتن حق 442
خطاب به سيّد بن سلمهء مخزومى كه موسوم بود به داغ كفر و محرومى 443
مفاخرت به قرابت اشرف اولاد آدم ، صلّى اللّه عليه و سلّم 445
شكايت از باغيان در وقتى كه در نزديك بصره نزول فرموده و متوجّه حرب طلحه و زبير و عايشه بوده 448
خطاب به پسر خود ، محمّد بن حنفيّه در حرب جمل كه مشتمل است بر اسرار خفيّه 448
تعريض به عبد الرّحمن بن ملجم مرادى و اشعار بتسليم و نامرادى 449
شرح ديوان منسوب به امير المؤمنين علي بن ابي طالب ( ع ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصححان 13
مساهمون: حسين بن معين الدين الميبدي
صمقدمهء مصححان ١٣