و لكلّ منهم 96 شرعة و منهاج و وجهة 97 هو مولّيها ، قد نصب له علم هو له « 1 » مبعوث ، و اتيح له غاية هو إليها محثوث .
و هريك « 2 » از اصحاب درجات را آبخورى و راهى و قبلهاى است كه از آن مشرب آشامند و بدان راه روند و روى بدان قبله آرند .
آبخور ، اشارت به حال مبتدى است كه اقتضاى مشرب ، وى را از عوامّ به اين داعيه مخصوص گردانيده است . و « منهاج » راه راست را گويند ، اشارت به حال مريد است كه در سلوك به « 3 » راه راست افتاده است . و « وجهة » « 4 » كه قبله است ، اشارت « 5 » به حال محقق است كه در سلوك پى به مقصود برده است و توجّه به مطلوب درست كرده و طواف كعبهء مقصود كرده .
و از براى هريك علمى برافراشتهاند « 6 » و نشانى نهاده كه او از براى آن مبعوث و مجعول است « 7 » . و هركسى را غايتى مقدّر « 8 » و نهايتى مقرّر است كه به طلب آن مشعوف و مشغول است .
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
« 9 » بيان حال « 10 » قابليت و استعداد هريك است .
و إنّي أسأل اللّه أن يجعلني فى قصدي مصحوبا - لا محجوبا - و أن يجعل لي سلطانا مبينا ؛ إنّه سميع قريب .
و من از حق تعالى درمىخواهم كه مرا در قصد و نيّت من مصحوب گرداند و لطف و عنايت خود ، مصاحب و مرافق من دارد ، و مرا از درگاه قبول خود محجوب و مهجور نگرداند ، و به حول و قوّت من باز نگذارد . و درمىخواهم كه گرداند از براى من سلطان مبين از نور لقا ، و برهان يقين از فيض بقا ؛ به درستى كه حق تعالى سميع الدعاء است كه زارى « 11 » نيازمندان مىشنود و قبول مىكند و قريب مجيب است كه
فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ
« 12 » وعدهء لطف و كرم وى است .
هامش
( 1 ) . ج : + منصوب .
( 2 ) . ج : + را .
( 3 ) . ع : بر .
( 4 ) . ج : وجه .
( 5 ) . ع : اشاره .
( 6 ) . ع : - اند .
( 7 ) . ج : + محبوب است .
( 8 ) . ج : مقدور .
( 9 ) . الصافات / 164 .
( 10 ) . ع : - حال .
( 11 ) . ج : راز .
( 12 ) . البقره / 186 .