فصل بالخير الى سيد الاخوان ، در مكتوب شريف مرقوم داشته بودند كه مردمان زمين طلب مىكنند كه خانه بسازند . چون جهت معمورى از جماعتى گزير نيست هر كس كه صلاح فرمايند و از اهل صلاح باشد ، اگر رخصت فرمايند حاكماند . اخوان را امر فرمودن كه با امير شمس الدين شهريار علّامه و ساير اقارب به رفق و لطف زيست كنند و اگر از كسى تقصيرى واقع شود ، عفو و اغماض فرمايند ، كائنا من كان و طريق مخاصمه و مجادله مسدود دارند و بر خود زنند ، پسنديده مىنمايد .
خود نشان مؤمنان مغلوبى است * ليك در اشكست مؤمن خوبى است
و اللّه ولىّ التّوفيق ) .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 191 - [ انديشه مرگ ]
الهم اللّه حسن الاصطبار لحضرة المخدوم الجليل الامير مبارز الملّة و الدّين محمد و اخوانه و حضرة المخدوم الكريم الامير مبشّر الملّة و الدّين عيسى و اخوانه و وليّى فى اللّه تعالى الامير غياث الملّة و الدّين .
خداى تعالى آدمى را از ميان مخلوقات براى خود گزيده تا او را محل ظهور لطف و قهر خويش سازد و چند روزى كه او را در جهان گذاشته ، براى آن است تا به امتحانها ظاهر شود كه شايسته كدام است از لطف و قهر ، آنگاه او را به پيش خويش مىبرد تا آنچه شايسته او است به او رساند ، و خداى عزّ و جلّ به بندهء خود احقّ است ، پس مرگ حق است ، آن را به استسلام تلقى بايد نمود :
ببايد با قضاى مرگ در ساخت * ز حكمت هركه سرپيچيد سر باخت
و با خود بايد انديشيد كه او نه آخر كسى است كه مرد ، ديگران را نيز يكيك همين پيش خواهد آمد . آمادهء آن روز بايد شد و خود را از آن گروه ( بايد ساخت ) كه