عروس خرامان رود
وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً
« 1 » اما اين جز اين خراميدن باشد كه خداى عزّ و جلّ او را نكوهيده ، آنجا كه گفته :
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً
. « 2 »
اى وليّم ! چنانچه سورهء الرّحمن عروس قرآن است ، عباد الرّحمن عروس جهانند ، عالم به ديدار ايشان خرّم است و زمين به انوار ايشان روشن ، ذكر صفت صالحان كنم تا رحمت خدا ريزان شود و وليّم را از آن نصيب رسد و وليّم بداند كه مقامات اختصاص كسبى نيست ، افرادى را از بنىآدم خداى عزّ و جلّ نامزد آن مىكند و هم از روز اول دايهء لطف خويش را به تربيت ايشان مىدارد و در حجر عنايت ايشان را پرورش مىدهد تا مىرساند به آنچه مىرساند ، كما اقول :
جان فداى خاك آن طفلى كنيد * كو خورد روزى بر از نخل اميد
هم در آن طفلى است محبوب خدا * صد هزاران جان مشتاقش فدا
سايهبانش هست از پَرّ مَلك * دايهء او ماه و مهر اندر فلك
جمله عالم بر سرش لرزان شده * غير اين انسان كه نادان شده
ماهيان در بحر گويندش دعا * هم ددان در كوهها و دشتها
ماه تا ماهى گواه حال او است * بندهء آن حشمت و اقبال او است
اما مقامات عبادت كسبى است و مبذول از مقامات رحمت عام ؛ سالك بايد كه به انديشهء مقامات اختصاص و كرامات خاصّ خاطر خود را رنجه ندارد و روش خويش را به اين انديشه معلول نگرداند ، ملازم جادّهء عبوديت باشد ، بر قانون اخلاص بىاستشراف به اغراض و اعواض كه اگر چيزى از آن براى او مكتوب است خواهد رسيد و اگر مكتوب نيست او را همين بس كه از خاكروبان اين درگاه است و اگر خاكروب اين درگاه نيست ، خاكروب خاكروبان اين درگاه .
اى وليّم ! ديدهاى كه مغناطيس سوزنى را بربايد و از او آونگان شود ، باز آن سوزن
هامش
( 1 ) . سوره فرقان ، آيه 63 « و بندگان خداى رحمان كسانىاند كه روى زمين به نرمى گام برمىدارند » .
( 2 ) . سوره نساء ، آيه 36 « خدا كسى را كه متكبر و فخرفروش است دوست نمىدارد » .