به بقاى كثافت است .
كسى را گمان نيفتد كه آنچه پيغمبران خبر از آن مىدهند و از مشاهدهء ملائكه و دوزخ و بهشت و امثال ذلك از اين باب است ، چه آن معاينهء عين است نه ظهور شبح و چنانچه مكاشفه در عرض درجه اولى هم عنان استدلال افتاده ، معاينه در درجهء ثالثه هم عنان يقين افتاده ، چون حقيقت روشن گشت و مراتب ممتاز شد ، بر اخوان سلوك است « زادهم الله ثباتا و نباتا » كه از غافلان كه
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا
« 1 » صفت ايشان است نباشند ، و از اشياء بر اشياء ماكث نباشند بلكه از آن درگذرند و به آنچه در اشياء است از دلالت بر وجوه عجايب عالم الهيه ناظر آيند تا امر
قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 2 » را ممتثل گشته باشند « و موضع الإشارة كلمة فى » و ديدهء استدلال گشوده ، گوش آهنگ لطائف فهم باشند و تعلّق به ذروهء يقين را خواهان و جويان و از استغراق در مشاغل جسمانيه كه مثمر كثافت و مولد غفلت است محترز و به دوام ذكر كه منجى است از استغراق مذكور متحقّق ؛ و اللّه الموفق .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 69 - [ جماعت اخوان ما نبايد كه از ستمكاران بر خويش باشند ]
( من عبد اللّه قطب ) حكمت آفرينش عالم آن است كه ذات مقدّس خداى عزّ و جلّ معروف گردد و به جمال و كمال معلوم و به حسن ثنا مذكور كما ورد فى الخبر : « كنت كنزا مخفيا الخ » پس اهل معرفت و ذكر مقصود بالذّاتند در هستى و غير ايشان از بنىآدم مقصود بالتّبعاند و آلات انتظام جهان از قبيل انعام و نباتات و غيرها ، تا جهان به ايشان منتظم گردد و
هامش
( 1 ) . سوره روم ، آيه 7 « از زندگى دنيا ظاهرى را مىشناسند » .
( 2 ) . سوره يونس ، آيه 101 « بگو بنگريد كه در آسمانها و زمين چيست » .