بذل وجود آن باشد كه خود را به خداى بازگذارد تا هرچه خواهد با وى كند و هر چونكه خواهد او را تصريف فرمايد ، كما قال بعض العارفين « دع نفسك لخالقها يفعل بها ما يشاء لا تدخل فى البين » غمخوارى خود نكند و به آنكه عزيز باشد يا ذليل ، غنى باشد يا فقير ، خوشحال باشد يا بدحال ، مبالات ندارد . او در كار خداى باشد و كار خود را به خداى بازگذارد و چون كار خود را به خداى باز گذاشت ، ديگرباره فضولى نكند و در مقام تفصيل ، خلاف آنچه در مقام اجمال با خود مقرر كرده به عمل نياورد .
و بايد كه خدمت او خداى را عزّ و جلّ به محض اخلاص باشد ، نه براى غرضى ، كه عمل طيّب آن است كه از شوب غرض خالى باشد و چنين عمل ، شكر احسان خداى عزّ و جلّ تواند بود ، براى آنكه احسان خداى عزّ و جلّ بىغرضى است ، پس چون از بنده ، خدمتى بىغرض به وجود آيد ، شايسته آن احسان باشد و در برابر آن افتد ، و الّا فلا .
و آنچه نقل مىكنند كه چون رسول صلى الله عليه و آله فرمود : « اعملوا و كلّ ميسّر لما خلق له » شخصى گفت : « الآن طاب العمل » شايد اشاره به اين معنى باشد ، براى آنكه چون معلوم شد كه هركس را براى كارى آفريدهاند و البته در آن مستعمل خواهند شد ، حاجتى به تدبير نماند و تأثيرى مر آن مرجوّ منه ، هرآينه بايد كارى كه كند به محض اخلاص كند بىشوب غرض ، و الحق عمل اين زمان خوش باشد كه نفس بيگانه در ميان نيست و ميان عبد و رب ميانجى گوى نه .
اللهم لا تحرمنا مقامات المقربين و السلام على الاخوان .
* * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
مكتوب 68 - [ سالك مستبصر بايد كه هيچ چيز نبيند الّا كه نزد آن خداى را ياد كند ]
من عبد اللّه قطب ) عالم را از آن عالم گفتهاند كه آلت علم است به آفريدگار و وسيلهء معرفت و اگر