لمعهء هفدهم در بيان تنوّع تجلّيات معشوق و ترقّى عاشق در استعدادات به حسب آن تجلّيات و در تحقيق سخنانى كه اين طايفه در معنى استعداد گفتهاند و اشارت به بىنهايتى راه در سير فى اللّه
« معشوق هر لحظه » به حكم
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
« 1 » « از دريچهء صفتى » - جماليّة كانت أو جلاليّة - « با عاشق روى ديگر نمايد » يعنى به وجه ديگر تجلّى كند ، « عين عاشق » يعنى حقيقت وى ، يا چشم بصيرت وى ، « از پرتو نور روى او » يعنى از نور تجلّى وى به وجه مذكور ، « روشنايى ديگر بايد ؛ هر نفس بينايى ديگر كسب كند » مراد به اين روشنايى و بينايى ، صفاى استعداد وى است مر تجلّى ديگر را ، و شكّ نيست كه چون روشنايى و بينايى زيادت گردد ، ظهور جمال و عرض آن بر عاشق زيادت گردد ، لاجرم « هرچند معشوق جمال بيش عرضه كند ، عشق » و محبت « بر عاشق غالبتر آيد » ؛ زيرا كه غلبهء عشق به حسب غلبهء ظهور جمال است .
« و هرچند عشق غالبتر آيد ، جمال خوبتر نمايد » ؛ زيرا كه نمايش جمال به قدر فزايش عشق است « و هرچند جمال خوبتر » يعنى كاملتر نمايد ، « بيگانگى معشوق از
هامش
( 1 ) . الرحمن ( 55 ) آيهء 29 .