« . . . هر بار كه در محراب بر او وارد مىشد ، نزد او [ نوعى ] خوراكى مىيافت .
[ مى ] گفت : اى مريم ! اين از كجا براى تو [ آمده است ؟ او در پاسخ مى ] گفت : اين از جانب خداست ، كه خدا به هركس بخواهد ، بىشمار روزى مىدهد . »
مريم آموزگار زكرياى پيامبر !
پيامبر بزرگوار ( زكريا ) آگاه نبود كه اين دختر كوچك به جهت اصل پاك و ايمان ژرفش آموزگار او شده است ، و براى او فرقى نمىكرد كه اين غذا و روزى پيش روى مريم به طور مستقيم از آسمان نازل شده يا بوسيله انسانى كه خدا او را در غياب زكريا فرستاده است آورده شده باشد ؛ ولى مريم اعتقاد راسخ داشت كه غذا از سوى خداوند است و ايمانش به او اجازه نمىداد كه احتمال ديگرى بدهد . خداوند هركه را بخواهد بدون حساب و به دور از معيارهاى مادّى و معادلات تجارى مرسوم در جهان روزى مىدهد .
( هُنالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ ) « 1 » .
« آنجا [ بود كه ] زكريا پروردگارش را خواند [ و ] گفت : « پروردگارا ! از جانب خود ، فرزندى پاك و پسنديده به من عطا كن ، تو شنوندهء دعايى . »
و پس از مدّتى نه چندان كوتاه ، زكرياى پيامبر - كه صاحب فرزند نشده بود - متوجّه يك حقيقت واقعى شد و آن اين كه سزاوار است از ايمان مريم تقليد كند ، زيرا آنكه مىتواند به دختر كوچكى كه در محراب خود نشسته
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 38 .