جهت ديگر بار سنگين او را به عقب مىراند و حركتش را كند مىكند .
بنابراين در جامعههاى ما ، زن مىخواهد تحرّك داشته باشد و كار كند ولى جامعه در برابر او مانع ايجاد مىكند . و گاهى نيز فرهنگ توجيه گرانه در دل زن رسوخ كرده ، به او تلقين مىكند كه وظيفه او نيست كه كارى انجام بدهد و اين فقط وظيفه مردان است .
2 - ازدواج و مسؤوليّتهاى خانه
گاهى ازدواج بدان منجر مىشود كه زن فعاليّتهاى خود را محدود كند و يا حتّى به طور كامل آنان را كنار بگذارد ، به جهت عدم توانايى در جمع ميان مسؤوليّتهاى خانه و مسؤوليّتهاى مكتبى . بسيارى از زنان كه كار و مبارزه مىكردند و هريك به اندازه يك گروه تحرّك و فعاليّت داشتند - متأسّفانه - ندانستند كه چگونه از ازدواج سود ببرند و از آن براى كار و تلاش بيشتر بهره جويند و ميان كار منزل و كار در راه اسلام هماهنگى بر قرار كنند و هر دو را باهم به انجام رسانند .
و صد افسوس كه بسيارى از زنان ما گمان مىكنند كه وظيفهء آنان در اهمّيت دادن به خانه ، شوهر و فرزندان خلاصه مىشود . . . گرچه اين تصور درستى است ، به شرط آنكه به تمام جنبههاى زندگى تجاوز نكند ، زيرا انسان بايد ميان تمام جنبههاى گوناگون زندگى هماهنگى و موافقت ايجاد كند .
3 - جنبههاى اخلاقى مبالغهآميز
يكى ديگر از مشكلاتى كه در برابر مشاركت زنان در ميدان عمل قرار