محدودهء سرپرستى در اسلام
درست است كه مرد در اسلام بر خانواده و زن به نوع ويژهاى سرپرستى دارد ، ولى اين قيموميّت حدود و شرايط ويژهاى دارد كه در صورت تجاوز و تعدّى از آنها و تبديل شدن به عامل ضرر و زيان ، قيموميّت برداشته مىشود . منزلت و شأن اين سرپرستى همانند منزلت سرپرستى حاكم جامعه بر مردم است و آن حاكميّت تا زمانى استمرار دارد كه در چارچوب درست حركت كند .
قرآن كريم محدودهء اين سرپرستى را با اين آيه شريفه بيان مىكند كه :
( . . . بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ . . . ) « 1 » .
« . . . به دليل آنكه خدا برخى از ايشان را بر برخى برترى داده و ( نيز ) به دليل آنكه از اموالشان انفاق مىكنند . . . »
اين سرپرستى مشروط و مقيّد است و از بارزترين شرطهاى آن توانايى تأمين معاش و داشتن عقل است . مراد از برترى الهى دراين آيه - به نظر مىرسد - تفاوت و برترى در انديشه ، تدبير و نوآورى باشد كه منشأ آن قدرت عقلى و فعاليّت ذهنى است .
بنابراين مرد ، سرپرست زن است از جهت انفاق و عهده دارى معاش كه او را به تلاش ، كوشش و جدّيت در كار وامىدارد و براى به دست آوردن قوت و فراهم آوردن ضروريات زندگى او را به نشاط در مىآورد ، ولى مرد تنبل ، وابسته و خودنگر كه براى او چيزى جز خويشتن اهمّيت ندارد
هامش
( 1 ) - سورهء نساء ، آيهء 34 .