و اوزان برخى از آنها به گونهاى است كه گويا آنها را در مجالس قول و سماع مىخواندهاند .
او در پرداخت غزلياتش به حافظ و مولانا بسيار نظر داشته براى نمونه :
حافظ گفته است :
اين خرقه كه من دارم در رهن شراب اولى * وين دفتر بىمعنى غرق مى ناب اولى « 1 »
و جمالى دارد :
جان من بىپروا پيوسته كباب اولى * آشفته دل عاشق مادام خراب اولى « 2 »
و يا حافظ گفته است :
روضهء خلد برين خلوت درويشان است * مايهء محتشمى خدمت درويشان است « 3 »
و پيرجمال دارد :
خنك آنكس كه دلش مايل درويشان است * دل كه مشتاق بود و اصل درويشان است « 4 »
و مولانا گفته است :
مى ده گزافه ساقيا تا كم شود خوف و رجا * گردن بزن انديشه را ما از كجا او از كجا « 5 »
و پيرجمال دارد :
اى ماه هفتم آسمان تو از كجا ما از كجا * وى سرو باغ دلبران تو از كجا ما از كجا « 6 »
و يا مولانا گفته است :
آب زنيد راه را هين كه نگار مىرسد * مژده دهيد باغ را بوى بهار مىرسد « 7 »
و پيرجمال دارد :
مژده دهيد اين باغ را كان آب بازآيد به جو * آبى زنيد اين راه را كان شاه و سلطان مىرسد
غزلهاى جمالى نيز همانند ديگر اشعار وى ساده و روانند و البته شور خاصى در آنهاست . اما نكتهء ديگر اينكه او در برخى از غزلهايش رديفهاى بلند و طولانى را انتخاب كرده و در بيشتر ابيات اينگونه غزلها قافيهء در طول غزل وجود ندارد و قافيهها
هامش
( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 545 .
( 2 ) . ديوان پيرجمال ، ص 151 .
( 3 ) . ديوان حافظ ، ص 60 .
( 4 ) . ديوان ، ص 79 .
( 5 ) . ديوان شمس ، ص 16 .
( 6 ) . ديوان پيرجمال ، ص 70 .
( 7 ) . ديوان شمس ، ص 223 .