[ متن ]
باسمه سبحانه « 1 » تيمّنا بذكر الملك العلّام « 2 »
عشق جز نائىّ و ما جز نى نئيم * وى دَمى بىما و ما بىوى نِئيم
نى ، كه هر دم نغمهآرايى كند * در حقيقت از دَمِ نايى كند « 3 »
اين سطرى چند است ، « 4 » بعضى منثور و بعضى منظوم ، به قلم صدق نيّت و [ رقم ] « 5 » خلوص طويّت ، در بيان معنى نى و [ حكايت ] « 6 » شكايت وى كه در مفتتح [ كتاب ] « 7 » مثنوىّ حضرت مولوى [ كه ] « 8 » كاشف حقايق اسرار معنوى است وقوع يافته و پرتو شعور بعضى بر آن نتافته . جعلتها تحفة لحضرة من خصّ بالمواهب الجليّة و المراتب العليّة و رسّمتها خدمة لسدّة من فاز بالفضائل الانسيّة و الشّمائل القدسيّة ، نظم : « 9 »
آنكه چون در مدحش انديشم مقال * ناطقه حيران بماند ، عقْل لال
كى ميسّر گردد اين سِرّ شگرف * جلوه دادن در لباس صَوْت و حرف ؟
هيچ از آن بِه نيست كاين امرِ خَطير * واگذارم هم بدان « 10 » صافى ضمير
تا كند از فضل و احسان و كرم * وصف « 11 » خود هم در عرب هم در عجم
مدح خورشيد ار نگويد هوشمند * فيضِ نورش هست « 12 » در مدحش بَسَنْد
ور به وصف مُشك نگشايد نَفَس * مُشك را اوصافْ بوى مُشك بس
چون به وصف كس ندارد افتخار « 13 » * بر دعاى وى نمايم « 14 » اختصار
هامش
( 1 ) متن از ص ؛ چ : بسمه
( 2 ) از م
( 3 ) م : بود
( 4 ) چ : سطرى است چند
( 5 ) افزوده از چ
( 6 ) افزوده از ص ، چ
( 7 ) ص ، م ، چ : - كتاب
( 8 ) افزوده از ص ، چ
( 9 ) ص ، م : مثنوى ؛ چ : - نظم
( 10 ) ص ، م ، چ : به آن
( 11 ) م : مدح
( 12 ) ص ، م ، چ : نور او بود
( 13 ) ص ، م ، چ : افتقار
( 14 ) ص ، م ، چ : بر دعا اولى نمايد