صوفيه پس از قرن هفتم هجرى كلمهى شاه جانشين كلمهى شيخ شد كه در قرون پيشين دربارهى سران و بزرگان متصوفه به كار مىرفت . شاه نعمت الله ولى ، شاه داعى شيرازى ، شاه ولى الله دهلوى ، صفى على شاه ، نور على شاه و ديگران بر همين مبنا به لقب شاه شهرت يافتهاند . 95
بارى پس از چند سال داعى به شيراز بازگشت ، و اينبار نيز از محضر شيخ مرشد الدين ابو اسحاق بهره برد . پس از درگذشت شيخ مرشد الدين در سال 841 ( ه ق ) شاه داعى بر جاى او تكيه زد و وظيفهى ارشاد و تعليم نوسالكان را بر عهده گرفت .
او از اين پس پير طريقت نعمة اللهى در خطهى فارس بود . او در شيراز ازدواج كرد و صاحب فرزند يا فرزندانى نيز شد . مقبرهى فرزندش مير قاسم شيرازى نيز در كنار مدفن خود او قرار دارد . ظاهرا همسر شاه داعى كه بسيار محبوب شيخ نيز بوده ، زود وفات يافته و شيخ را محزون و اندوهگين نموده است . در ديوان شاه داعى تركيببندى در رثاى اين زن عفيف و محجوب مىيابيم با مطلع :
اى دل از دنيى فانى مطلب امن و حضور * چه تمتع بتوان يافتن از دار غرور
شاه داعى شيرازى در اين تركيببند پرشور در سوگ همسر خويش به تلخى مىمويد و چنين مىسرايد :
. . . از پس مرگ تو ، بر مرگ ، رضا شوهر تو * بس سيهروز فراقت پدر و مادر تو
. . . جان ما سوختى و مرغ خودت گشت آزاد * كه نبود اين قفس تنگ جهان درخور تو
. . . ديدهام تا كه نديدهست ترا تيره شدهست * كه چرا روى جهان بيند بىمنظر تو
در فراق تو دل آشفته و خونين جگرم * باژگون بخت و سراسيمه چو پير نظرم