كاشف اسرار همين رمز گفت * قاسم انوار همين رمز گفت
84
كجا باشد چنين گلشن كه در وى * ز معنى بشكفد زينسان شقايق
13
گر از تو به تو در نگريزم چه كنم ؟ * پيش كه روم قصه به دست كه دهم
276
گر سخنت نيست نظامى مدار * دست دل از نام نظامى مدار
84
گفتا ز قفس چو پر فشاندم * مركب به سرير عرش راندم
70
گل بوياى گلبن توحيد * سرو آزاد روضهى تجريد
110
لا نهنگ قلزم توحيد توست * اين اشارت از پى تجريد توست
67
لب دريا همه كفر است و دريا جمله ديندارى * و ليكن گوهر دريا و راى كفر و دين باشد
90
لعنت ايزد و رسل يكسر * وارد اندر مكذّبان قدر
26
لغت با اشتقاق و نحو با صرف * همه گردد همه پيرامن حرف
263
مدتى من ز عمر خويش مديد * صرف كردم به دانش توحيد
10
مدح اين مردان نباشد شاعرى * تا به تقليد و تكلف ننگرى
66
مراد از عشق ، عشق پاكبازيست * نه آن عشقى كه سوداى مجازى است
73
مطرب عشق مىنوازد سازد * عاشقى كو كه بشنود آواز
370
من كه در نثر موى بشكافم * تا چرا شعر شعر مىبافم
19
من كه روى نيك و بد برتافتم * اين سعادت از قبولش يافتم
66
نامهاى از نظامى ثانى * يافته نظم پاك عرفانى
84
نص قرآن به نام خالق ما * وارد است قوله له الاسماء
27
نفى كردى سه ركن ايمانى * قدرت و علم و حشر جسمانى
23
و يا شرح وسيط مير مخدوم * شهيد عشق حق آن پير مرحوم
43
هزار شكر كه داعى گذشت از عادات * به يمن تربيتى از مشايخ سادات
83
هست از اين قوم ناصر خسرو * كه كند كهنه بدعتى را نو
24
هيچ ممكن به خويش هست نشد * شيب و بالا ، بلند و پست نشد
20