و گلدستهى صلوات مشكبيز و نافهى سلام عبيرآميز ، تحفهى قالب معطّر و مرقد معنبر حضرت پيغمبر ، درّ صدف آدم ، سيّد فاتح خاتم ، اصل شجرهى وجود و حقيقت ثمرهى شهود ، لالهى مرغزار اسما و صفات ، خيرى قرق وحدت ذات . بيت « 1 » :
گلِ بوياى گلبن توحيد * سرو آزاد روضهى تجريد
كاخ انسش ميان باغ حضور * بوده او ناظر و خدا منظور « 2 »
زان نظرگه « 3 » چو « 4 » عزم ما مىكرد * داشت او از خداى راه آورد
بسته نخلى ز آيت كبرا * شاخ حاميم و غنچهى طاها
به گل پند ساز كرده تمام * همه پيوند برگ رحمت عام
و بنفشهى بوىدار رضوان و نرگس جويبار غفران ، مشموم و مشمول دماغ و كف جانهاى اهل بيت و روانهاى اصحاب آن جناب باد !
تمهيد
بر فطرت زهرا و طبيعت نكتهآراى ارباب دانش و بينش و جويندگان معرفت آفريدگار و آفرينش ، پوشيده نماند كه غرض از كارخانهى هستى و مقصود از مراتب بلندى و پستى ، شناخت پايهى حقيقت و پيرايهى مجاز است ؛ و فرق ميان بود و نابود و محروم و موجود ، وثوق به امر باقى و عبور از خلق فانى ، و ايمان به خداوندى خداوند مطلق و تسليم دربندگى خداى به حق ، به وسيلهى شرايع انبيا و طرايق اوليا ، و
هامش
( 1 ) . پا : نظم .
( 2 ) . پا : خذا منظور .
( 3 ) . پا : نظركه .
( 4 ) . پا : جو .