السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ
( قرآن ، سبا ، آيه 4 ) .
اين شنيدى موبهمويت گوش باد * آب حيوان است خوردى نوش باد « 1 »
* * *
عنايت است ز جانان چنين غريب كرامت * ز راه گوش در آيد چراغهاى نهانى
شكر به پيش تو آيد كه برگشاى دهان را * چرا ز دعوت شكر چو پسته بسته دهانى
ثمّ منّوا به على * طالبيه لا تمنعوا
يعنى چون شرف استماع اين كتاب و سعادت فهم اين خطاب دريابيد به ارسال و تنبيه منّت بر طالبان نهيد و در ساحت عطاى امتنانى ضنّت و بخل را مجال محال ندهيد ، و گرم روان لبتشنه را از زلال اين حقايق منع مكنيد كه : لا ينهر عن الأنهار السّائلون « 2 » ، تا شما را انتظام در سلك طايفهاى كه :
وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ *
از شرائف اوصاف ايشان است حاصل شود . شعر :
در كام جان تشنهلبان ريز جرعهاى * زان خمر بىخمار كه هر لحظه ذائقى
هذه الرّحمة التى * وسعتكم فوسّعوا
يعنى اين اسرار و معانى كه از موهبت حضرت سبحانى بر شما فايض شده رحمتى است واسعه كه شما را احاطه كرده است ، شما نيز بر طالبان افاضهء رحمت كنيد تا شكر نعمت بهجاى آورده باشيد و اداى حقوق آن كرده ، و اقتداى رسول را عليه السلام در آنچه مىگفت :
« اللّهمّ ارزقنى و ارزق امّتي »
« 3 » واسطه وصول به
هامش
( 1 ) - بيتى از دفتر اوّل مثنوى معنوى است .
( 2 ) - در محيط المحيط بستانى آمده است : « نهر السّائل زجره » و زجر به معنى منع و بازداشتن است .
( 3 ) - عبارت قيصرى در بيان بيت اخير بدين صورت است كه خوارزمى آن را ترجمه كرده است : « أي هذه الاسرار و المعانى التى فاضت عليكم من الله رحمة منه عليكم و شملتكم فوسّعوا انتم ايضا تلك الرحمة -