تا اهل اللّه از اصحاب قلوب كه جواسيس عوالم غيوب و ناهجان مناهج كشف و شهود ، و واقفان مواقف حضرت ذات و وجودند ، و رجوع از « حضرت جمع » به « مقام قلب » نمودهاند و غيب بر ايشان منكشف شده ، و شاهد سرّ نقاب احتجاب از چهره انداخته ، و حقيقت امر به ظهور پيوسته ، و تحقق به انوار الهيّه دست داده ، و ابواب تقلّب در اطوار ربوبيّت بر روى مشاهده ايشان گشاده ، و به واسطه « ولادت ثانيه » « 1 » و خروج از مقتضيات « نشأت عنصريّه » ايشان را ولوج در ملكوت سماوات و ارض ميسّر گشته ، به تحقيق بدانند كه معانى و اسرار اين كتاب
هامش
-عقل كل را از پس آيينه او * كى تواند ديد وقت گفتگو
او گمان دارد كه مىگويد بشر * آن دگر سرّ است او ز ان بىخبر
حرف آموزد ولىّ سر قديم * مىنداند طوطيست آن يا نديمو لكن عارف بزرگوار جناب خواجه حافظ فرموده است :در پس آينه طوطى صفتم داشتهاند * آنچه استاد ازل گفت بگو مىگويمكه بايد « آنچه استاد ازل گفت بگو » متعلق به « در پس آينه » باشد ، و به قرينه « صفت » دانسته شود كه او را در پيش روى آينه داشتهاند . و احتمال تحريف نيز خالى از قوّت نيست كه عبارت « در بر آينه » بوده است و به « در پس آينه » تحريف شده است .
و توهّم اينكه مراد از آينه نظام هستى است و روى اين آينه آن سويى است كه باطن و ملكوت آنست و پشت آينه اين سويى است كه ظاهر و عالم ملك و نشأت طبيعت است و من در پس اين آينه آنچه را استاد ازلى كه« أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ »گفته است مىگويم ، دور از مفاد مثال و مراد تمثيل است زيرا كه تلقينكننده طوطى در پس آينه است و طوطى در پيش آينه و بايد در شيوه تمثيل ، صورت آن محفوظ باشد .
( 1 ) - اشاره است به قول
عيسى پيغمبر صلوات اللّه و سلامه عليه : « لن يلج ملكوت السموات و الارض من لم يولد مرّتين »
. بدانكه ولادت ثانيه مرتبه قلبيه است و اقسام مراتب آن بهطور كلى پنج است چنان كه به تفصيل در مصباح الانس بيان شده است ( ص 21 - 26 ط 1 ) . و در شعب قلب در فص شعيبى همين كتاب بحث خواهد شد .
و چنان كه اقسام قلب پنج است ، عرش نيز پنج است چنان كه در عقلة المستوفز به تفصيل بيان شده است ( ص 52 ط 1 ) و همچنين مراتب حمد و ذكر و حضرات خمس و نون و نكاحات و قيامت .
به نكته 663 كتاب ما « هزار و يك نكته » رجوع شود .