چهل كس بر خلق ابراهيم باشند و اين چهل كس « بدلاء » اند ، و هفت كس بر خلق موسى عليه السلام بودند و ايشان « اوتاد » اند ، و سه كس بر خلق عيسى باشند و ايشان « خلفاء » اند ، و يك كس بر خلق محمد رسول اللّه باشد و او « قطب » است . پس ايشان بهاندازهء مراتب خويش سادات ديناند و سلاطين ممالك يقين ، كه به بركت ايشان باران از آسمان آيد ، و بلا از روى زمين برخيزد ؛ و مردم به واسطهء ايشان رزق يابند .
و صاحب فصوص آورده است كه سيد الطايفة سلطان بايزيد بسطامى قدّس سرّه نملهاى را كشته بود به دست خويش گرفت و نفس بر او انداخت و زنده ساخت و بدين معلوم شد كه « عيسوى المشهد » و وارث علم او بوده است .
و امام عين القضاة همدانى رحمة اللّه عليه تصريح مىكند كه مرا مشرب عيسى عليه السلام هست كه ابو سعيد به نفس او بمرد و محمود فقيه زنده گشت ، و تفصيل قصّه در « زبده » مسطور است . پس در هر عهدى « قطب الاقطاب » وارث خلق احمدى و مظهر ولايت محمديست . و در حديث آمده است كه حضرت الهى به فيض فضل نامتناهى ، ملّت اسلام را در سر هر صد سال به يكى از اولياى حضرت ذو الجلال نصرت مىدهد .
و در حديث ديگرى مىفرمايد :
« لا يزال طائفة من امّتي ظاهرين على الحقّ إلى أن تقوم السّاعة »
« 1 » .
هامش
( 1 ) - و همين حق است و در برخى از نسخ بهجاى الحق ، الخلق آمده كه مطابق اسلوب بحث حق به خلق تحريف شده است .
در باب دهم كتاب اعتصام جامع بخارى آمده است :
قول النبى ( ص ) : لا تزال طائفة من امتى ظاهرين على الحق يقاتلون و هم اهل العلم
( ص 174 ج 4 ط مصر ) .
و همچنين در باب 51 باب فتن جامع ترمذى دو حديث روايت شده است كه
قال رسول اللّه ( ص ) :
لا تزال طائفة من امتى على الحق ظاهرين لا يضرّهم من يخذلهم حتى يأتى امر اللّه
( ج 9 ص 73 ط 1 مصر )
و همچنين در باب اول كتاب فتن سنن ابى داود حديث 4252 ( ج 4 ص 139 ط مصر ) . -