الرّحمن توازى عمل الثقلين » مكشوف گردد ، و وجه
« كنت له سمعا و بصرا و يدا »
إلى آخر الحديث متبيّن شود .
و همين طريق است كه شيخ كبير قدس اللّه روحه العزيز در « اصول عشره » آن را « طريق شطّار » نام نهاده است و گفته « و هو طريق الشّطار من أهل المحبّة السّالكين بالجذبة فالواصلون منهم فى البدايات أكثر من غيرهم فى النّهايات » و مولانا قدّس سرّه بدين معنى اشارت كرد آنجا كه فرمود :
اگر كسيت بگويد كه خواست فايده نيست * بگو كه خواست ازو خاست چون بود بيكار
اگر نخواست مرا پس چرام خواهان كرد * كه زرد كرد رخم را فراق آن رخسار
آرى
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ *
مقرر اين معنى ، و
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
مثبت اين دعوى است :
يحبّ هميشه ز تقدير هو * مقدّم بود بر يحبّونه
رخ دلبر ار نيستى ورد رنگ * نبودى رخ عاشقش زرد رنگ
اگر دلبران را نمىبود ناز * نبودى دل بيدلان را نياز
كشش گر نبودى ز دلدار ما * چه كوشش نمودى دل زار ما
و شايد كه از اين گفتار اطلاع بر بعضى از اسرار قول مشايخ كبار كه گفتند :
« المريد مراد فى الحقيقة و المراد مريد » حاصل شود و كلام عبد اللّه برقى نيز مبرهن گردد آنجا كه گفت : شعر :
مريد صفا منه سرّ الوداد * فهام به السرّ فى كلّ واد
ففي أيّ واد سعى لا يرى * له ملجأ غير مولى العباد
اراد و ما كان حتّى أريد * فطوبى له من مريد مراد « 1 »
هامش
( 1 ) - در ديوان اين كمترين ( ط 2 - ص 408 ) در غزل كعبه عشق آمده است : -