نوع اضافت كنند ( نگاه كنيد به : فرهنگ معين ، ذيل ركب ) . ركب ، عراق ، حجاز ، نى ، آهنگ ، گوشه ، نهاوند ، سپاهان ، چنگ و مقام ، همگى از حوزهء واژگان موسيقى انتخاب شدهاند و مراعات نظير ايجاد كردهاند .
ص 58 ، س 9 : از زهد بهترت سپرى . . . :
شعر از سعدى است و به جاى زهد ، « عقل » دارد كه با حكيم مناسبتر است .
ص 58 ، س 10 : بَلِ الْإِنْسانُ
. . . :
بلكه انسان بر خويشتن بيناست ( القيامة 75 / 14 ) .
ص 58 ، س 12 - 13 : عقل داند كه چون . . . :
از قصايد انورى است .
ص 58 ، س 14 - 15 : إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ
. . . :
اگر بيست تن شكيبا و پايدار از شما باشند ، بر دويست تن از آنها غلبه مىكنند ( الأنفال 8 / 65 ) .
ص 58 ، س 15 - 16 : كَمْ مِنْ فِئَةٍ
. . . :
چه بسيار گروه اندكى كه بر گروه بسيار پيروز شدند ( البقرة 2 / 249 ) .
ص 58 ، س 21 : العجز عن درك . . . :
از سخنان ابو بكر است ( نگاه كنيد به : شرح كلمات الصوفية من كلام الشيخ الأكبر ، جمع و تأليف محمود محمود الغراب ، صص 127 - 130 ) .
احمد مجاهد در مجموعه آثار فارسى احمد غزالى ، ص 491 ، اين سخن را علاوه بر ابو بكر به على ( ع ) هم نسبت داده است .
ص 59 ، س 5 : و خلع عذارى . . . :
در عشق تو رهايى از قيود و قوانين فريضهء من است و بىپروايى سنّتم ، حتى اگر خويشاوندانم از نزديك شدن به من خوددارى كنند . شعر از ابن فارض است .
ص 59 ، س 8 - 13 : حجّى إليك و رسم دارك . . . :
حج من آمدن به سوى توست و كعبهام آثار و نشانههاى خانهات ؛ و سعى و طواف و عمرهام به جانب توست .
اى هلاككنندهء من ، اذان من در راه تو هميشه اين است كه « حىّ على الفناء » بشتاب به سوى فنا ؛ و اقامهام هميشه حفظ پيمانهاست .
زمان نمازم را جملگى زمانى مىبينم كه صبح كنم در حالى كه نور چهرهء تو پيش رو ( قبله ) ى من باشد .
براى من روزه داشتن از غير تو واجب است و عيد فطرم وصال توست ، اى تكميلكنندهء فطرت و آفرينش من !