دوستى و دشمنى در اشخاص را درك مىكند و به قسمت پسين مغز ( مغرب ) كه محل حافظه است مىسپارد ؛ از اين رو مأمور جمعآورى خراج غرب تصور شده است .
ص 50 ، س 14 : تطبيق بين العالمين :
حكما و عرفا در تأملات خويش دريافتهاند كه آنچه در جهان خارج يا عالم كبير يافت مىشود نظيرى در وجود انسان دارد . اين تناظر و تشابه سبب شده است كه انسان را عالم صغير در برابر عالم كبير بشمارند و به رمزگرايى در اين زمينه پردازند . منظور صاين الدين از تطبيق بين العالمين ، يادآورى همين نكته است كه خود نيز در بخشهاى اخير عقل و عشق به آن پرداخت .
ص 50 ، س 14 : تمهيد :
تمهيد القواعد يكى از آثار صائن الدين است كه در شرح قواعد التوحيد تأليف صدر الدين محمد ، نياى خويش ، نوشته است . اين كتاب به عربى است و توسط انجمن حكمت و فلسفهء ايران با تصحيح سيد جلال الدين آشتيانى چاپ شده است .
ص 51 ، س 7 - 8 : هر كو به صدق . . . :
از قصايد كمال الدين اسماعيل است .
ص 51 ، س 9 - 10 : طاق وسطانى :
همان تجويف مبانى مغز و جايگاه وهم است . « الدّودة » در عربى به معنى كرم باشد و چون تجويف ميانى مانند كرمى باز و بسته مىشود آن را بدين نام مىخوانند .
ص 51 ، س 18 : تنقّل فلذات الهوى . . . :
بافت عبارات صاين الدين اقتضا مىكند كه « تنقل » را به معنى نقل و مزهء شراب خوردن بدانيم اما صرفنظر از بافت كلام چنين مىنمايد كه تنقل به معنى جابجا شدن و تحول باشد و معنى مصراع تنوع و گوناگونى عشق را تأييد كند .
ص 51 ، س 21 - 22 : رقّ الزّجاج . . . :
ثعالبى در يتيمة الدّهر ( ج 3 ، ص 304 ) اين دو بيت را جزء اشعار صاحب بن عبّاد آورده ، اما مصحح كتاب ، دكتر قميحه ، توضيح داده است كه اين ابيات به ابو نواس نسبت داده شده است . كسائى مروزى هم در مضمونى شبيه به اين سروده است :
و ان صافيى كه چون به كف دست بر نهى * كف از قدح ندانى نى از قدح نبيد
فخر الدين عراقى در ترجمهء دو بيت مزبور سروده است :
از صفاى مى و لطافت جام * در هم آميخت رنگ جام و مدام
همه جامست و نيست گويى مى * يا مدامست و نيست گويى جام