7 - 1 . شريعت
صائن الدين به خوبى آراء مذاهب مختلف اسلامى را مىدانست و در موارد مقتضى به بازگو كردن آنها مىپرداخت . رسالهء أسرار الصلاة نمونهء بارزى است در اشراف او بر آراء فقهى مذاهب اهل سنت ، و رسالهء شق قمر و ساعت نيز احاطهء وى را بر جريانهاى فكرى و فرقههاى اسلامى نشان مىدهد .
آنچنانكه از نوشتههاى صائن الدين بر مىآيد ، وى در عمل نيز پايبند شريعت بود و در اشاعهء فرهنگ و معارف اسلامى فروگذار نمىكرد .
احاطهء او بر منابع نقلى شريعت ، موجب مىشد كه در هر فرصتى آيه و حديثى را زينت كلام خود سازد و اين روش را بطور آگاهانه در نامه به اميران و سلاطين هم در پيش رو داشته باشد : « . . . دأب اين فقير چنين است كه به هر كس كه رسيد ، معنى حديثى و آيتى به خاطر او آورد :
تا به افسوس به پايان نرود عمر عزيز * در سخنهاى الهى نگهى بايد كرد » « 1 »
در نفثة المصدور اول و دوم كه خطاب به شاهرخ نوشته است و نيز در تحفهء علائيه خطاب به علاء الدوله ، همين شيوه را مىتوان ديد ؛ او حتى در اثبات وحدت وجود و اتحاد هم سعى مىكند با استناد به كتاب و سنت ، اين جنبه از عرفان نظرى را تبيين كند . « 2 »
نكتهاى كه بايد مورد توجه قرار گيرد ، اين است كه تلقى صائن الدين از آيات و روايات ، همچون تلقى اهل حديث ظاهرگرايانه نيست . طرح آيه و حديث براى او مدخلى است تا به بحث و استدلال و تأويل باطنى پردازد . ذكر ماجراى ديدار جبرئيل و پيامبر و سؤال و جوابهايى كه در اين ديدار پيش مىآيد ، نمونهء روشنى است از بهرهگيرى صائن الدين از آيات و روايات و پرداختن به حقيقت آنها . « 3 » اين شيوهء تأويل كه در سراسر آثار صائن الدين وجود دارد ، روش اسماعيليه را به ياد مىآورد كه احتمالا از طريق عقايد حروفى به افكار صائن الدين راه يافته است .
هامش
( 1 ) . چهارده رساله ، ص 296 .
( 2 ) . شرح نظم الدر ، ابيات 279 - 284 .
( 3 ) . نگاه كنيد به : چهارده رساله ، ص 231 - 254 .