مصنّفات پرارجى به نام او موشّح مىگردد ؛ آنگاه از دو كتاب به نامهاى حكمت رشيدى و كنوز الأفراح فى معرفة الأشباح و الأرواح ياد مىكند كه صدر الدين به نام او نوشته است ؛ سپس هداياى قابل توجهى را بر مىشمارد كه به دست خواجه هلال دواتى براى صدر الدين مىفرستد و از مختصر بودن آنها اظهار شرمندگى مىكند . « 1 »
چنان كه از مكتوبات خواجه رشيد الدين بر مىآيد ، وى ارادت تام و تمامى به صدر الدين داشت ؛ اين ارادت نه تنها در نامههايى كه به خود صدر الدين نوشته است نمايان است ، بلكه در نامه به عفيف الدين بغدادى هم موجب مىشود كه نام صدر الدين را با القاب بسيار تكريمآميز و كمنظير بياورد . « 2 » همچنين در نامهاى كه رشيد الدين به فرزند خود ، امير على حاكم بغداد ، فرستاده است ، از سفارش مولانا صدر الدين محمد تركه و تعيين انعام در حق وى غفلت نمىورزد . « 3 »
در اثر همين جايگاه ويژه ، وقتى صدر الدين به رشيد الدين نامه نوشت و از فقر و تنگدستى مردم اصفهان و اوضاع نابسامان آن نواحى ياد كرد و از وزير خواست كه در ماليات مردم آنجا تخفيف دهد ، رشيد الدين با پاسخى بسيار محترمانه فرمانى صادر كرد كه در حضور صدر الدين دفاتر قديم را بشويند و از مردم مطابق رضاى آنان ماليات بستانند و در بلاد ديگر هم بدان شيوه عمل كنند . « 4 »
مقام صدر الدين بدان پايه بود كه خواجه رشيد الدين به هنگام بيمارى ، نسخهاى از وصيتنامهء خود را به نزد او فرستاد و از وى خواست كه فرزندان و بازماندگانش را به عنايت و راهنمايى خود مخصوص گرداند . « 5 »
1 - 2 - افضل الدين صدر
يكى ديگر از علماى بزرگ خاندان تركه ، افضل الدين صدر تركه است كه معاصر صائن الدين و احتمالا برادرزاده يا عموزادهء او بود .
هامش
( 1 ) . سوانح الافكار رشيدى ، ص 218 - 221 .
( 2 ) . سوانح الافكار رشيدى ، ص 126 - 127 .
( 3 ) . همان ، ص 68 .
( 4 ) . همان ، ص 44 - 45 .
( 5 ) . همان ، ص 201 - 217 .