« در سبب نظم كتاب »
چون آداب مصنفان آن است ، كه سبب تصنيف را در اول كتاب ياد كنند ، شيخ از جهت رعايت آداب ، سبب تصنيف و تأليف كتاب گلشن را ياد مىفرمايد ؛
گذشته هفت و ده از هفتصد سال * ز هجرت ناگهان در ماه شوال
رسولى با هزاران لطف و احسان * رسيد از خدمت اهل خراسان
بزرگى كاندر آنجا هست مشهور * به اقسام هنر چون چشمه نور
همه اهل خراسان از كه و مه * بگفتند كاندرين عصر از همه به 31
نوشته نامهاى در باب معنى * فرستاده بر ارباب معنى
در اينجا مشكلى چند از عبارت * ز مشكلهاى ارباب اشارت
به نظم آورده و پرسيده يك يك * جهانى معنى اندر لفظ اندك
رسول آن نامه را بر خواند ناگاه * فتاد احوال آن حالى در افواه 32
در آن مجلس عزيزان جمله حاضر * بر اين درويش هر يك گشته ناظر
يكى كو بود مرد كار ديده * ز ما صد بار اين معنى شنيده
مرا گفتا جوابى گوى دردم * كز آنجا نفع گيرند اهل عالم 33
به دو گفتم چه حاجت كين مسائل * نوشتم بارها اندر رسايل
بلى گفتا ولى بر وفق مسئول * ز تو منظوم مىداريم مأمول
پس از الحاح ايشان كردم آغاز * جواب نامه را در لفظ ايجاز
به يك لحظه ميان جمع بسيار * بگفتم اين سخن بىفكر و تكرار
كنون از لطف و احسانى كه دارند * ز ما اين خردگيها درگذارند
همه دانند كين كس در همه عمر * نكرده هيچ قصد گفتن شعر
بر آن طبعم اگر چه بود قادر * ولى گفتن نبود الّا به نادر
ز نثر ارچه كتب بسيار مىساخت * به نظم مثنوى هرگز نپرداخت