[ متن شرح گلشن راز ]
[ خطبه كتاب ]
بسم الله الرحمن الرحيم شكر و سپاس و ستايش بىحدّ و قياس ، واجب الوجودى را كه وحدت ذاتش به تحديد قوت نظرى در نيايد و احصاى ثناى ذات پاكش به قوت بشرى ناسوتى نشايد ، مگر به قوت قدسى لاهوتى ، چنان كه رسول عليه افضل الصلوات فرمايد : « لا احصى ثناء عليك انت كما اثنيت نفسك » ، 1 و يا مگر كه به محض جود و فضلش از عالم قدس وحدت در قلب قابل سالكان و طالبان قابل جلوهگر آيد چنان كه خود عزّ اسمه فرمايد : « كنت كنزا مخفيا فاحببت ان اعرف فخلقت الخلق لكى اعرف » 2
پس حمد و ثناى خداى را تقدس و تعالى يا ، قوّت لاهوتى بايد ، چنان كه رسول صلى اللّه عليه و آله فرمايد ، و يا بعد از علم و معرفت و رياضت ، حمد و ثناى او شايد آنچنانكه لايق آيد ، « تعالى شأنه عما يقولون علوا كبيرا » . 3 و صلوات ناميات با تحف تحيات بر خاتم انبيا محمد المصطفى ، و بر خاتم اولياء على المرتضى و بر فرزندان و آل و تابعين ايشان باد ، به حق الحق و آله الامجاد .
و چون هر زمان از هاتف غيبى نهان در گوش جان سيّما در گوش جان اين فقير اين ندا مىآمد :
« جان فشانيد و قدم در ره نهيد * پايكوبان سر بدان درگه نهيد » 4
پس به موجب نداى هاتف غيبى ، چون خواست تا دولت اساس خود را به شرف بساطبوسى مشرف گرداند ، اكنون كلمهاى چند در تنقيح و توضيح ابيات گلشن راز كه بسى از فحول متأخرين در شرح و بيان آن كوشيدهاند ، نوشته شد به جهت تحفه و وسيلهء شرف پاىبوس حضرت سلطان