تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
به نظم آورده و پرسيده يك يك * جهانى معنى اندر لفظ اندك
رسول آن نامه را برخواند آنگاه * فتاد احوال آن حالى در افواه
در آن مجلس عزيزان جمله حاضر * بدين درويش مسكين گشته ناظر
يكى كو بود مردى كار ديده * ز من صد بار اين معنى شنيده
مرا گفتا ولى بر وفق مسئول * ز تو منظوم مىداريم مأمول
پس از الحاح ايشان كردم آغاز * جواب نامه در الفاظ ايجاز
به يك لحظه بيان جمع احرار * بگفتم اين سخن بىفكر و تكرار
. . . به عون و فضل و توفيق خداوند * بگفتم جمله را در ساعتى چند
دل از حضرت چو نام نامه در خواست * جواب آمد به دل كاين گلشن ماست
چو حضرت كرد نام نامه گلشن * شود زو چشم دلها جمله روشن
و امّا پانزده سؤال كه امير حسينى هروى پرسيده و شيخ محمود به آنها در گلشن راز ، پاسخ داده است ، عبارتند از ؛
1 - نخست از فكر خويشم در تحير * چه چيز است آنكه گويندش تفكر
2 - كدامين فكر ما را شرط راه است * چرا گه طاعت و گاهى گناه است
3 - كه باشم من ؟ مر از من خبر كن * چه معنى دارد اندر خود سفر كن
4 - مسافر چون بود ، رهرو كدام است * كه را گويم كه او مرد تمام است
5 - كه شد بر سرّ وحدت واقف آخر * شناساى چه آمد عارف آخر
6 - اگر معروف و عارف ذات پاك است * چه سودا در سر اين مشت خاك است
7 - كدامين نقطه را نطق است انا الحق * چه گويى هرزه بود آن قول مطلق
8 - چرا مخلوق را گويند و اصل * سلوك و سير او چون گشت حاصل
9 - وصال ممكن و واجب به هم چيست * حديث قرب و بعد و بيش‌وكم چيست
10 - چه بحر است آنكه نطقش ساحل آمد * ز قعر او چه گوهر حاصل آمد
11 - چه جزو است آنكه او از كل فزون است * طريق جستن آن جزو چون است
شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 14 | صائن الدين علي بن محمد تركة / كاظم دزفوليان