تخطي إلى المحتوى الرئيسي

چهارده رساله فارسى ( فارسى ) — صفحة 19

مساهمون:

ص١٩
موجهاى او است از روى اسماى الهى و جويهاى او است از روى حقايق امكانى . پس بايد كه تو را محجوب نگرداند اين شكلها كه تو هم « 1 » يكى از آنهايى و مشاكل و مماثل آنها از آن حقيقت واحده كه در اين شكلها ظاهر گشته و بدين شكلها برآمده ، چه به درستى كه اين‌ها پوشش آن حقيقت‌اند . بايد كه بر تو پوشيده نماند و از نظر تو پوشيده نگرداند حقيقت را « 2 » .

لمعهء چهارم

« غيرت « 3 » معشوقى آن اقتضا كرد » الى اخره . در بيان خصوصيت تعيّن معشوقى و ظهور سطوت جلال اوليت وحدت عزت آثارش . قوله : « ظهرت شمسها فغيبت فيها » الى اخره . يعنى چون آفتاب وحدت و بود از افق عين من كه عاشقم ظاهر شد من غايب كرده شدم در او « 4 » .
روى صحرا چو همه پرتو خورشيد گرفت * كى تواند نفسى سايه بدان صحرا شد
و چون آن آفتاب تابيدن گرفت و پرتو انداخت آن خود تابيدن من بود و آن پرتو من بودم . قوله : « تبارك اللّه و ارت » الى اخره . يعنى بزرگوار خدايى كه پوشانيد عين خود را به پوششهاى عوالم امكانى ، پس نداند خداى را مگر خداى « 5 » . هر طرف كه خواهى گير كه به درستى كه خدا به حكم فرموده
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
همان‌جاست . و هرچه خواهى گو كه به حكم فرموده
« إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ »
هرچه گويندگان مىگويند گنجايى آن دارد .
هامش
( 1 ) - ن : كه تو يكى آنهايى . ( 2 ) - ب : نگرداند لمعه چهارم . ( 3 ) - ب : غيرت معشوقى و ظهور سطوت . ( 4 ) - ب : بيت . ( 5 ) - ب : خدايى را مگر خداى .
چهارده رساله فارسى ( فارسى ) — صفحة 19 | سيد على موسوى بهبهانى / سيد ابراهيم ديباجى / صائن الدين علي بن محمد تركة