صورت تامّه « 1 » است . چه در عرف سخنوران صورت كامل « 2 » را به قمر تعبير كردن متداول « 3 » جمهور امم است ، چنانچه شاعر گفته « 4 » :
روى بپوش اى قمر خانگى * تا نكشد عقل به ديوانگى
و شق « 5 » او كنايت از بيرون آمدن تمام معنى است از آن صورت كامله بىتأمّل آلات جعلى و ترتيب مقدمات كسبى ، چنانچه موعود حضرت ختمى است « 6 » .
اى نور ديده دور ظهور ولايت است * دفتر در آب شوى چه جاى حكايت است
طبقهء ششم رمزخوانان حروف قرآنىاند كه علم اين طايفه بىوسيلهء فكر و عمل و واسطهء كسب و نظر ايشان از همان صورتها بيرون آيد كه به انبيا فروآمده است از آسمان قدس و محيط تنزيه ، و بيان « 7 » اين معنى بدينطريق هم از مقدمهاى ناگزير خواهد بود . و تحقيقش آن است كه : وجود را مراتب بسيار هست كه متفاوتاند در قبول وجود ، چنانچه بعضى مستقلاند در آنكه به ذات خود موجود توانند بود ، چون : مرتبهء ارواح « 8 » و اجساد و اجسام . و بعضى تابع و غير مستقلاند ، چون : افعال و اقوال و امثال آن . و از امهات مراتب ، يكى مرتبهء كلام است كه هرچه در ساير مراتب الهى و كيانى است ، از جزئيات حقايق و كليات آن ، همه در او موجودند ، بلكه ساير ممتنعات و محالات نيز كه در آن مراتب موجود نيستند ، همه در اين مرتبه موجود « 9 » مىتوانند « 10 » شد . و از خصايص اين مرتبهء جامعه آن است كه معنىها همه از اين مرتبه ، ظاهر گشتند ، و جملهء حقايق و معارف بدين مرتبه هويدا و روشن شدند ، و بر عالميان آشكارا گشت . و تمام معنى كه كنه مراد حق است و محبوب مطلق « 11 » « هم بر اين تخت جلوه خواهد كرد « 12 » » .
باش تا سرّ او شود پيدا * باش تا كار او رسد به ظهور
هامش
( 1 ) - ب : ثابته .
( 2 ) - ب : كامله .
( 3 ) - ب : و متداول .
( 4 ) - م 4 : بيت .
( 5 ) - ب : انشقاق قمر ،
( 6 ) - ب . م 4 : بيت .
( 7 ) - م 4 : و در بيان .
( 8 ) - م 2 : ارواح و اجسام .
( 9 ) - ب : وجود .
( 10 ) - ب : مىتواند .
( 11 ) - ب : بيت . م 4 : و محبوب هم بر اين .
( 12 ) - م 4 : شعر .