حاكمان و ستمهاى اهل ديوان همچنان باقى بود . و در جنگهاى خانوادگى تيمورى مردم زيانها مىديدند ؛ شهر و ديارشان هر روز جولانگه قدرت اميرى هوسران و ستمگر بود ، و مال و جانشان بازيچهء قدرتمندان خودكامه و ديوانيان آزمند بود « 1 » .
از جمله كارهاى عبيد اللّه احرار يكى آنست كه از امير تيمورى درخواست تا تمغاى ( : ماليات و عوارض ) سمرقند و بخارا را ببخشد ، و او هم پذيرفت و تمغاى آن دو شهر برافتاد « 2 » .
* * * طريقهء بهاء الدين نقشبند در آغاز در بخارا و اطرافش رواج يافت . و بخارا نخستين مركز نقشبنديان شد « 3 » . ولى بتوسط خلفا و جانشينان بهاء الدين ، اين طريقه در شهرهاى ديگر خراسان و ماوراءالنّهر راه يافت ، و پس از چندى يك دو شهر ديگر مركز نقشبنديان شد .
هامش
-اهل حاجت چو حاجيان پيوست * زده در حلقهء در او دستدست فياض او به رشح قلم * شسته از لوح ملك حرف ستمكرده صافى بلطف عنفآميز * عالم از دود دودهء چنگيزسعيش از ذيل دين به راى درست * داغ تمغا و لوث يرغو شست( سلسلة الذهب ؛ هفت اورنگ / 159 - 160 )داده چونم كلك گهرريز را * شسته ستمنامهء چنگيز راخامهء او كرده ز نسخ رقاع * محو خط نامهء ظلم از بقاع( تحفة الاحرار ؛ هفت اورنگ / 384 )
( 1 ) - خواندمير دربارهء سلطان محمود ميرزاى تيمورى مىنويسد : « چون سلطان محمود ميرزا در ارتكاب محرمات بهغايت دلير بود و به مصاحبت پسران ساده عذار و جوانان خورشيد رخسار جسارت مىنمود ، اركان دولتش نيز مرتكب انواع فسق و فجور مىگشتند - و دست ظلم و تعدى به بنين و بنات مسلمين دراز كرده بساط حرمت اهل ناموس را در مىنوشتند » ( حبيب السير 4 / 98 ) . ديگر شاهان و اميران نيز كمابيش مانندهء محمود ميرزا بودند .
( 2 ) - روضات الجنات في اوصاف مدينة هرات ، اسفزارى ( تهران ، 1338 - 1339 ) 2 / 250 . رشحات / 300 .
( 3 ) - جامى نيز در ضمن منقبت خواجه بهاء الدين گويد :سكه كه در يثرب و بطحا زدند * نوبت آخر به بخارا زدند( تحفة الاحرار ؛ هفت اورنگ / 383 )