تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند ) — صفحة 51

مساهمون:

ص٥١

و منها [ نفى وجود و تربيت روحانى ]

طريقهء اهل باطن كم ديدن و كم زدن و نيستى و افتقارست ، و ديدن قصور اعمال و مشاهدهء نقصان احوال . وجود بشريت به هيچ چيز چنان منتفى نگردد كه به ديدن قصور . يكى از حكمتها كه بنابرآن ، زلت بر انبيا - عليهم السلام - گذرانيدند ، اين بود . و حقيقت استغفار آن است كه استغفار از وجود بشريت بود كه اصل گناهان است ، بعد از آن كه وجود بشريت را بشناسد ، و الم بقاى آن را در خود دريابد . و در آن الم و درماندگى از سر تضرع در حضرت صمديت - جل ذكره - بنالد ، تا حقيقت استغفار بود .
خلق ترسند از تو من ترسم ز خود * كز تو نيكى ديده‌ام وز خويش بد
دولت درد مسلمانيم ده * نيستى نفس ظلمانيم ده
در گذرانيدن قصور بر اهل اللّه هم حكمت ، نفى وجود بشريت ايشان است . و اعتراض موسى بر خضر - عليهما السلام - كه به جهت غيرت شريعت بود ، يكى از حكمتها در آن ، نفى وجود موسى بود .