با اين همه ، اين طريقه در تاريخ خود جريانى واحد و همسان نداشته است .
و بمانند اكثر مكتبها و مذهبها چون زمانى بر آن گذشت ، آن بساطت از ميان رفت و گونهگونه رنگهايى يافت .
* ابتدا طريقهء نقشبندى در بخارا در ميان مردم متوسط الحال شهرى راه يافت و نيز در پارهاى از روستاهاى اطراف . در دورههاى بعد است كه طبقات ممتاز جامعه از اميران و محتشمان و ملاكان و روحانيان مقتدر به جرگهء نقشبنديان در آمدند . و گرنه در آغاز صوفيان نقشبندى بيشتر از بازاريان و پيشهوران بودند . خود بهاء الدين ( و شايد خاندانش ) پيشهء نقشبندى داشته است . پدر سعد الدين كاشغرى بازارگان بود و به سفرهاى تجارى مىرفت « 1 » . نياى عبيد اللّه احرار نيز « اكثر اوقات به زراعت و و گاهى به تجارت مشغول بود » « 2 » . در كتب مناقب و تراجم نقشبندى كه گاه باستطراد چهرهاى از مردم مىنمايانند ، مىبينيم كه صوفيان نقشبندى بيشتر از مردم پيشهور و بازارى بودهاند « 3 » .
مشايخ نخستين اين سلسله بدور از ماجراهاى سياسى و اجتماعى ساده و زاهدانه مىزيستند . بهاء الدين نقشبند نه دستگاهى داشت و نه خانهيى و نه خادمى « 4 » .
مشايخ پيش ازو - مشايخ سلسلهء خواجگان - نيز ساده و فقيرانه مىزيستند و براى امرار معاش پيشه و كارى داشتند : خواجه محمود انجير فغنوى « به كسب گلكارى مىپرداختهاند و از آن ممر وجه معاش مىساخته » « 5 » . و خواجه على رامتينى به صنعت بافندگى اشتغال داشته است « 6 » . و سيد امير كلال كوزهگرى مىكرده « 7 » ، و فرزندش
هامش
( 1 ) - رشحات / 117 .
( 2 ) - ايضا / 218 .
( 3 ) - از جمله رك : رشحات / 126 ، 241 .
( 4 ) - « در شهر ايشان را خانه بملكى نبود ، عاريت بود ، غريبوار مىزيستند . و ايشان را خادمى و خادمهيى نبود . ازين معنى ايشان را سؤال كردند . فرمودند :
بندگى با خواجگى راست نمىآيد » ( انيس الطالبين ورقa25 ) .
( 5 ) - رشحات / 33 .
( 6 ) - نفحات / 380 ، رشحات / 35 .
( 7 ) - رشحات / 42 .