همه جا به شكل همزه ( سريا ) آمده است مانند :
نامهاء به جاى نامهاى
گفتهاء به جاى گفتههاى
وجههاء به جاى وجههاى
مقامهاء به جاى مقامهاى
8 - انفصال و اتصال « با » در آغاز كلمه تابع قاعدهء مخصوصى نيست گاه منفصل نوشته مىشود مانند : به آسانى ، به ايشان ، به سلطان ، به بزرگ داشت و مانند اينها .
گاه متصل نگاشته آمده است چون : به بزرگوارى ، به بزرگى ، بجبارى ، بذات ، بصفتها ، به دوستان ، بوى و از اين قبيل .
همچنين است حال حرف نفى كه گاه جدا از كلمه نوشته مىشود و گاه پيوسته بدان .
9 - « را » در آخر كلمه خاصه پس از الف و نون جمع بيشتر متصل نوشته مىشود و گاه منفصل مانند : ايشان را ، لطيفان را ، عاصيان را و گاه : پيغامبران را ، بزرگان را .
همچنين است وضع علامت جمع « ها » كه غالبا به كلمه مىپيوندد مانند : صفتها ، نشانيها ، كتابها ، تباهيها ، سلطانها و نظاير آن .
10 - سرهم نوشتن يا جدا جدا نوشتن كلمات تابع هيچ قاعدهاى نيست و شواهد بسيار براى هر دو مورد وجود دارد چون : آنكسها ، علمست ، آنكس ، كه خواهد ( كه خواهد ) كباشد ( كه باشد ) و صورت جدا نوشتهء همين كلمات و نظاير آنها .
4 - مختصات دستورى
1 - جمع بستن جمعهاى عربى مانند : اهواها ، صدورها ، اصواتها ، اشخاصها معانىها ، احكامها ، شرائطها ، كتبها ، اخبارها ، ملوكها و نظائر .
آنگاه نيز كلمات عربى را با علائم جمع فارسى آورده است مانند : نبيان ، مرسلان و امثال آن .
2 - جمع آوردن كلمه بعد از « همه » : « همه اصواتها بشنود و هيچ بر وى پوشيده نگردد ، همه اشخاصها ببينند و هيچ از وى غايب نگردد » .
3 - مطابقهء صفت و موصوف در افراد و جمع به سبك عربى : « پاك گردانيد از پليدىهاى نفسها سرهاى ايشان را - خداوندان فضلهايند و نورهاى دليلهايند » .
4 - الحاق علامت تفضيل به آخر « اولى » بر خلاف قاعدهء عربى و به رسم ديگر