كودكى زبانى گويا و طبعى توانا داشت . به پارسى و عربى شعر نيكو مىسرود . در جوانى در علوم ادبى و دينى و حفظ اشعار عرب مشهور بود . از شيخ ابو الحسن خرقانى تعليم گرفت و جانشين او شد . علاوه بر او ، از مشاهير عرفاى عهد خود ، مانند شيخ ابو سعيد ابو الخير ، نيز بهرهها گرفت . محل اقامتش بيشتر هرات بود و تا پايان عمر در آنجا به تعليم و ارشاد اشتغال داشت . از آثار اوست : ترجمهء املاء طبقات الصوفية ، تفسير قرآن و رسائل كنز السالكين ، قلندرنامه ، محبتنامه ، هفت حصار ، رسالهء دل و جان . ر ك . اعلام فرهنگ معين .
عبد اللّه بن عباس
. بن عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف . پسرعم پيامبر ( ص ) .
صحابى و از مفسران ممتاز قرن اول هجرى كه بسيارى از فقها شاگرد او بودهاند . در جنگهاى جمل و صفين از ياران على ( ع ) بود . به سال 68 هجرى در طايف درگذشت . ر ك . طبقات الفقهاى شيرازى ، ص 48 . حلية الاولياء ، ج 1 ، ص 314 .
سلطان العشاق ، ص 381 .
شيخ عبد اللّه بليانى
. ابو عبد اللّه ملقب به « اوحد الدين » عبد اللّه بن مسعود ، از عرفا و زهّاد قرن هفتم است . وى عمرى را در سير و سلوك و هدايت طالبان حق گذرانيد و به سال 686 در روستاى بليان درگذشت و در همانجا مدفون شد . مزار او مطاف اهالى است . ر ك . كازرون در آيينهء فرهنگ ايران .
عبد اللّه طاهر
. عبد اللّه بن طاهر بن حسين بن مصعب خزاعى . امارت خراسان داشت و از مشهورترين واليان عصر عباسى است . ( 182 - 230 ) . ر ك . اعلام زركلى ، ج 2 ، ص 560 .
عطّار
. فريد الدين ابو حامد ، محمد بن ابو بكر ابراهيم بن اسحاق ، شاعر و عارف معروف ايرانى در قرن ششم و آغاز قرن هفتم ( 540 - 618 ) . ابتدا شغل پدر داشت و عطار بود . پس از چندى دستخوش انقلابى باطنى شد و به عرفان گراييد ؛ و چون سرمايهاى بزرگ از ادب و شعر اندوخته بود ، انديشههاى عرفانى خود را به نظم درآورد . به رسم سالكان طريقت قسمتى از عمر خود را در سفر گذرانيد و در همين سفرها به خدمت مشايخ طريقت ، چون مجد الدين بغدادى ، رسيد . ديوان اشعار ،