واجد و امير زاهد هر سه زنده بودهاند .
شرح
( 343 ) ص 154 س 2 : مولانا سراج الدين پاپيورتى ، نسخه بدل ستواسى ، بجز قاضى سراج الدين ارموى دانشمند معروف كه پيش ازين ذكر او رفت در ميان اصحاب و معتقدان مولانا جلال الدين سراج الدين ديگرى بوده كه افلاكى در مناقب العارفين شانزده بار نام ازو برده و بيشتر وى را بنام « سراج الدين مثنوىخوان » ياد كرده است و در هر صورت حدسى كه در پاى آن صحيفه زدهام كه « ستواسى » مىبايست محرف « سيواسى » باشد كاملا بجاست و ممكنست كه اين سراج الدين مثنوىخوان از مردم سيواس بوده باشد . سلطان ولد نيز در ولدنامه ذكر ازو كرده و يك جا گفته است ( ص 397 ) :ديد در خواب آن مريد گزين * مثنوىخوان ما سراج الدينو ازينجا پيداست كه تا زمان سلطان ولد هم وى مثنوىخوان خانقاه اين طريقه بوده است .
ممكنست « پاپيورتى » محرف « بايبورتى » هم بوده باشد كه در انساب آن زمان معمول بوده است .
( 344 ) ص 154 س 2 : بهاء الدين بحرى ، وى از بزرگان اصحاب مولانا جلال الدين و دبير خاص او و پس از مرگش امام مرقد او و خاندانش بوده است و افلاكى در مناقب العارفين يازده جا ذكر ازو كرده است و گويد زمانى بيمار بسيار سخت شده بود و مولانا بكرامت وى را شفا بخشيد و پسرى داشته بلقب صلاح الدين كه او هم از مريدان بوده است .