ديگر پوشيدم .
شرح
( 251 ) ص 100 س 8 : كفش ناگاه در گل ماندى و اما تنك بودى ، اما اينجا مطابق معمول زبان تازى بمعنى « يا آنكه » و معنى جمله اينست كه « اگر كفش ناگاه در گل مىماند يا تنك مىبود » .
( 252 ) ص 100 س 15 : مولانا مجد الدين اتابك ، افلاكى در مناقب العارفين شش بار ذكر ازو كرده و از آنجا مىشود كه داماد معين الدين پروانه و از اصحاب نزديك مولانا جلال الدين بوده است .
( 253 ) ص 101 س 10 : از آن جمعى تاراقت ، در اصل چنينست و پندارم كه « از آن جمع باراقت » بوده و چنين تحريف كرده باشند .
( 254 ) ص 101 س 15 :با روى تو كفرست بمعنى نگريدن، اين بيت مطلع غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در ص 593 - 594 آمده است .
( 255 ) ص 101 ص 16 : مولانا فخر الدين سيواسى ، در مناقب العارفين نيز افلاكى چهار بار ذكر ازو كرده و چنان برمىآيد كه مردى حكيم بوده و بافكار مردم پى مىبرده و زمانى ديوانه شده است و گاهى بسيواس مىرفته و دوباره به قونيه بازمىگشته است .
( 256 ) ص 102 س 5 :حكيميم طبيبيم ز بغداد رسيديم، اين دو بيت از غزليست كه در نسخهء كليات چاپ لكنهو در صحايف 480 - 481 آمده است .
( 257 ) ص 102 س 7 : جلال الدين فريدون ، امير جلال الدين فريدون