نديده « 1 » و حقتعالى باشد كه او را دست گيرد كه تا عجايب راه « 2 » مشاهده نمايد كه حرص دارد امّا معلول است ، و خدمت خواجه از آنجا كه وجود مباركش خلاصه نتايج اهل اخلاص بود فرمود كه ما را يقين است كه دعاى جناب سيادت مستجاب خواهد بود .
و خدمت خواجه روزى در بدخشان اين فقير را اشارت فرمود كه از حضرت امير « 3 » ( ن ) « 4 » سؤال بايد ( ب ) « 5 » كردن « 6 » كه غضوب چرا باشد با آنكه از كمّل اهل طريقت است ؟
و چون نماز خفتن ادا كرده شد « 7 » و بر عادت مباركه « 8 » هر شب جناب سيادت ( گ ) « 9 » اين فقير را طلب نمود ، سؤال « 10 » خواجه ( آ : برگ 69 ب ) به خاطرم « 11 » آمد و چون در حجرهء مسجد به صحبت شريف درآمدم « 12 » و به دو زانوى ادب بنشستم ، حضرت سيادت اين فقير را طلب نمود « 13 » پيشتر از سؤال تبسّم نمود و فرمود كه :
اگرچه ما را غضبى مىباشد امّا غضب ما رحمت است « 14 » بر مغضوب عليه زيرا كه در اوايل سلوك ما را در هر دوشنبه « 15 » به حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و سلّم صحبت « 16 » خاصه مىبود و از غضب خود ملالى « 17 » در خاطر « 18 » مىآمد ، لاجرم حضرت مصطفى صلوات اللّه فرمود كه :
ملول مشو كه غضب تو رحمت است .
پس غضب ما موجب رحمت و ترقى باشد ، و چون اين هدايه « 19 » به خدمت خواجه رسانيدم ، خواجه فرمود كه اكنون مرا فرحى حاصل آمد « 20 » كه قيمتش از دو عالم افزون است .
هامش
( 1 ) ب : ندارد .
( 2 ) گ : راه را .
( 3 ) گ : ن ، ل : سيادت ( بجاى امير ) .
( 4 ) ن : برگ 114 ب .
( 5 ) ب : برگ 61 ب .
( 6 ) گ : بايد كرد .
( 7 ) ل : برگ 48 ب .
( 8 ) ل : مباركه .
( 9 ) گ : ص 438 .
( 10 ) گ : سؤال خواجه .
( 11 ) آ : به خاطر ، ب : در خاطرم .
( 12 ) ب : ندارد .
( 13 ) ل : ندارد . گ : « اين فقير را طلب نمود » ندارد .
( 14 ) آ : رحمت .
( 15 ) ب ، گ : دوشنبهى ، گ : دو شخصى ما را .
( 16 ) گ : صحبتى .
( 17 ) آ : ملاتى ، گ : ملالتى .
( 18 ) ل ، گ : خاطرم .
( 19 ) ب : هديّه ، ل : هديه ، گ : هديه را .
( 20 ) ل ، ب : آيد .