چون اربعين بگذرد حاضر بايد شدن اگر مصلحت باشد به استفاضه « 1 » اشتغال ( گ ) « 2 » كرده شود .
و چون اربعين رجبى به آخر « 3 » آمد اين فقير به جناب « 4 » سيادت حاضر آمد و در ميان ملاقات وجود با وجود جناب « 5 » سيادت نورى متلالى « 6 » ديد كه مىآيد و صورت قالب را نديد پس مدهوش گشت و ندانست كه چگونه بنشيند لاجرم در قفاى جناب سيادت بنشست و چون دهش « 7 » زائل گشت « 8 » حضرت سيادت فرمود پيش روى « 9 » بايد نشستن « 10 » ( آ :
برگ 64 ب ) نه در قفاى « 11 » و برخاست و مصلاى « 12 » شريف خود را در پيش روى ( ب ) « 13 » مبارك خود بسط نمود و فرمود كه بر اين مصلّى بنشين و چون در نشستن درنگى شد به حسب رعايت ادب ، جناب سيادت فرمود كه ادب آن است كه اجابت كنى فلاجرم اجابت كردم و بر مصلّى نشستم .
و « 14 » ناگاه در آن زمان حاجى صفى « 15 » مجنون « 16 » پيدا شد و در صحبت آمد و ريش را « 17 » تراشيده بود ( ل ) « 18 » از خدمت سيادت پرسيدم « 19 » كه اين جماعت را حجتى باشد ؟
فرمود كه حجتى باشد و ليكن مفيد « 20 » نباشد كه زيرا كه حق تعالى بعضى از عوام قليل العلم « 21 » را « 22 » عنايت « 23 » مىكند به جذبهء حفيه « 24 » و چون به جاى هر حجابى و ظلمتى نورى « 25 » و مرحمتى در باطن ديدند خواستند كه در ظاهر « 26 » نيز تغييرى كنند تا ظاهر را « 27 » به باطن موافق گردد در تبديل و ليكن علم شريعت را « 28 » نداشتند
هامش
( 1 ) گ ، ل : به افاضه علمى .
( 2 ) گ : ص 430 .
( 3 ) ن : نزديك ( به جاى آخر ) .
( 4 ) ب : حاب ( به جاى جناب ) .
( 5 ) ب ( زيرا كه . . . كردهام ) را ندارد .
( 6 ) ب : مينلائى .
( 7 ) آ : دهشت ، ب ، ن : مثل متن الدهش بهتة تأخذ العبد إذا فجأه ما يغلب عقله أو صبره أو علمه براى تفصيل رك به منازل السائرين ، صص 185 - 187 . گ : « و چون دهش » در حاشيه آمده .
( 8 ) ل « و چون دهش . . . گشت » ندارد .
( 9 ) گ : در پيش روى .
( 10 ) گ : بايد نشست .
( 11 ) گ : قفا .
( 12 ) ل ، گ ، ن : مصلّى .
( 13 ) ب : برگ 57 ب .
( 14 ) ب ، گ : ندارد .
( 15 ) گ ، ل : صفاى .
( 16 ) معلوم نشد كيست .
( 17 ) گ : ندارد .
( 18 ) ل ، برگ 45 ب .
( 19 ) ب : افتادند . ل : ندارد .
( 20 ) گ : مفيد
( 21 ) ن : قليل علم .
( 22 ) آ : ندارد .
( 23 ) آ ، ب : عتاب . ل ، ن : عنايت .
( 24 ) ل : خفيه . گ : حقيه .
( 25 ) ن : ظلمتى و نورى ( به جاى طلمتى ، نورى ) .
( 26 ) گ : ظاهر را ( به جاى در ظاهر ) .
( 27 ) گ : ندارد .
( 28 ) گ ، ل : ندارد .