باشد . و آن قايل « 1 » غيبى « 2 » شايد كه از روحانيان « 3 » باشد و شايد كه از اولياء بود ، و شايد كه از انبياء باشد « 4 » و شايد كه حق تعالى لطف نمايد و به آن مسكين متحيّر از وراى حجاب خطاب فرمايد ، چنان كه :
اين تراب قدم « 5 » كوى آن قديم « 6 » تعالى كبرياءه ، كه به نام جعفر است ، شبى در بدايت سلوك سر نياز به حضرت بىنياز بفرستاد « 7 » و عجز خود از وصول به سرادق قدير قديم عرضه داشت « 8 » به تأوّهات ( آ : برگ 53 الف ) سوزان و عبرات روان « 9 » ناگاه حضرت قدير قديم از وراى حجاب « 10 » هستى به اين « 11 » ( ت ) عاجز نيستى از غايت لطف و بندهنوازى خطابى از مقام بىنيازى « 12 » فرمود كه « 13 » « مطلوبك نفسى » و از ذوق اين خطاب جعفر گشت مثل كاسه « 14 » بر سر آب و نور الدّين به نور آن خطاب بديد بسى جواهر بحر اسرار وهّاب ( ب ) « 15 » .
و وقتى ديگر در خاطر « 16 » شهوتى خطور كرد و « 17 » ناگاه ندامتى در عقب آن غلبه نمود و سرّ آن ندامت چنان جذب « 18 » كرد « 19 » كه غيبت به حاصل آمد و حق تعالى « 20 » در آن غيبت خطاب مستطاب فرمود « 21 » ( ن ) « 22 » كه :
« لا إلى الجلاليّات أمرنا و لا عن الجماليّات نهينا « 23 » - « 24 » »
و بعد از آن چندان باران « 25 » الطاف ايزدى از آسمان ( ل ) « 26 » قلب علوى بر زمين وجود جعفرى بباريد كه هزاران هزاران « 27 » ازهار و گلهاى معانى بىشمار در آن زمين
هامش
( 1 ) ل : ندارد .
( 2 ) ن : ننوشته .
( 3 ) آ ، ل ، ن : روحانيات . روحانى آدمى و پرى و بعضى مىگويند كه روحانى آن را گويند كه مجرد روح باشد به غير جسم مثل فرشتگان و پريان و غيره ، روحانيان جمع فارسى است ( فرهنگ آنندراج ) .
( 4 ) گ : بود ( به جاى باشد ) .
( 5 ) ب ، ت : اقدام .
( 6 ) آ : قدير .
( 7 ) گ : بفرستادم .
( 8 ) ن : داشتم .
( 9 ) ل : ندارد .
( 10 ) آ ، ب : آن .
( 11 ) ل ، ن ، گ : با اين ، ت : برگ 46 ب .
( 12 ) ل : بىنياز .
( 13 ) ن : بفرمود ، گ : « كه » ندارد .
( 14 ) ن : كاسهء .
( 15 ) ب : برگ 48 الف .
( 16 ) آ : به خاطر ، ن ، ل : خاطر
( 17 ) ل : ندارد .
( 18 ) ل : لذت
( 19 ) آ ، ب : كلمه « كرد » را ندارد .
( 20 ) آ ، ب ، ت : كلمه « حقتعالى » را ندارد .
( 21 ) گ : بفرمود .
( 22 ) ن : برگ 109 الف .
( 23 ) آ : لهينا .
( 24 ) از حاشيه برگ 48 الف يعنى نه سوى جلاليات كسى را فرموديم و نه سوى جماليات كسى را بازداشتيم . جمالك فى كل الحقائق ( محو شده ) و ليس له الا جلالك نهينا ( محو شده ) .
( 25 ) ب : ندارد .
( 26 ) ل : برگ 37 الف .
( 27 ) گ : هزاران هزار ، ن : هزاران هزاران ( به جاى هزاران هزار ) . ل : به هزار هزار .